گنجور

 
 
گوهر
ابوسعید ابوالخیر

هرچند به صورت از تو دور افتادم

زنهار مبر ظن که شدی از یادم

در کوی وفای تو اگر خاک شوم

زآنجا نتواند که رباید بادم

مهستی گنجوی

جانا نفسی دور نه‌ای از یادم

دلتنگ مشو گر ز تو دور افتادم

گر آب شود جهان و آتش گیرد

من خاک شوم تا به تو آرد بادم

مجیرالدین بیلقانی

گفتم که مگر داد بزرگی دادم؟

بند فلکی به زیرگی بگشادم

امروز ز مرغ زیرک آمد یادم

یعنی که به پای خود به دام افتادم

ادیب صابر

تا آتش عشق تو به دل ره دادم

چون ابر ز آب دیده با فریادم

در دست فراق تا اسیر افتادم

بیچاره تر از خاک به دست بادم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه