گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

من دوش که از هجر تو در تاب شدم

جان تو که گر چو شمع در خواب شدم

از دیده و دل در آتش و آب شدم

بر جام چو بر آینه سیماب شدم

قاآنی

صدرا دیشب به باغ نواب شدم

امروز به حضرتت شرفیاب شدم

آن باغ چو روی ناکسان آب نداشت

از خجلت بی‌آبی او آب شدم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه