سحرگاهی خلاف عادت آن ماه
پسر را نیز با خود برد همراه
نگشت آگه ز بردن مرد ساده
نظر بر حفظ گهواره نهاده
ز کودک یافته گهواره خالی
گریبان کرد زاهد پاره حالی
ز آزار دل فرزند خوانده
به حیرت غرق بر جا خشک مانده
ز تیر آه آن بیدل بترسید
چو بید از بند مرگ او بلرزید
گزید انگشت حی رانی به دندان
اثر دارد فغان دردمندان
به جای کودک اندر گاهواره
فراهم بست یکجا کاه پاره
به سجده سود گریان جبهه بر خاک
نیایش کرد پیش ا یزد پاک
که جان بخشا کریما کردگارا
به قدرت آدمی ساز این گیا را
ز سوز دل دعایش را اثر شد
خسِ چون مرغ عیسی جانور شد
قبول افتاد عجز پیر جانکاه
که طفل نازنین شد پاره کاه
چو دیده چشم زاهد روی مقصود
به شکر حق جبین بر خاک ره سود
ز بعد غسل چون سیتای بیدل
خود و فرزند باز آمد به منزل
به خانه جانب گهواره بشتافت
دران گهواره فرزند دگر یافت
از آن حیرت به خود گفت آن دل افروز
که چشمم گشت گویی حول امروز
به چشم آشفت کین جرم آمد از تو
که یک فرزند را بنماییم دو
صنم حیران ز قدرتهای یزدان
به زاهد باز گفت آن راز پنهان
جوابش داد پیر راست گفتار
که بر قادر نباشد هیچ دشوار
که از کاه آفریدست آدمی زاد
به عبرت بین یکی این سرو آزاد
مر این را نیز تو فرزند برخوان
از آن شفقت برین می کن دو چندان
شگفتی ماند زان خاطر صنم را
به سجده رفت شکرانه کرم را
نهاده نام آن لو، نام این کُش
صنم را خاطر دیدارشان خوش
به چهره آن دو طفل برگزیده
شبیه یکدکر همچون دو دیده
به چشم زاهد آن طفلان دلبند
عزیز جان چو فرزندان فرزند
به پیش زاهد آن طفلان جوان شد
به گرد قطب رمز فرقدان شد
به شفقت پروریدی آن یگانه
که خوش می آمد از طفلان ترانه
دو تا طوب ی نهال راحت انگیز
به آب زندگانی گشته نوخیز
دو نورس شاخسار ارجمندی
به بخت آموختند از قد بلندی
چو گشت از آب چشم سیرشان سیر
شدند از شیر شیرین نوجوان شیر
پی اوج آن دو ماه انجم افروز
ره یکساله طی کردند یک روز
به مهد اندر خطاب شان علف شد
خلف بد قطره زان در صدف شد
به کسب رشد می کردند بازی
به شاگردی همت سرفرازی
ز طفلی قد برنایی کشیدند
به سرحد جوانی در رسیدند
به زاهد هر دو بگرفتند الفت
که بردی از دل شان رنج و کلفت
پدر خواندندی ش هر دو برادر
چو طفلان دایه را دانند مادر
درایشان صحبت زاهد اثر کرد
به طاعت میل خاطر بیشتر کرد
دل هر یک بجز طاعت نمی خواست
شکی نبودکه صحبت را اثرهاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی درباره یک زاهد نقل میشود که به طور غیرمعمولی صبح زود فرزندی را به همراه خود میبرد. او به حفظ گهواره کودک توجه نمیکند و وقتی به خانه برمیگردد، متوجه میشود که گهواره خالی است. از این رو، به شدت نگران و دلشکسته میشود و به خداوند دعا میکند تا فرزندش را دوباره برگرداند. دعاهای او مستجاب میشود و به جای کودک، گهواره پر از کاه پیدا میکند که به معجزه تبدیل میشود. زاهد با شکرگزاری به خانه برمیگردد و در گهواره دو کودک مشابه پیدا میکند که به سرعت بزرگ میشوند. این دو کودک علاوه بر رشد خوب، تحت تأثیر صحبتهای زاهد قرار میگیرند و به عبادت و طاعت خداوند میپردازند. کل داستان نشاندهنده قدرت خداوند و اثرات مثبت ارتباط با یک راهنمای معنوی است.
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، به طور غیرمعمول، آن ماه زیبا نیز پسر را با خود برد.
هوش مصنوعی: مرد سادهدل متوجه نشد که برای حفاظت از گهواره، چقدر باید مراقب باشد و غافل از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد، بیاحتیاطی کرد.
هوش مصنوعی: زاهد متوجه شد که دنیا از کودکی به انسان پیوسته و در نهایت، همه چیز به خالی بودن گهواره برمیگردد. او به یادآوری حالاتی میپردازد که نشاندهنده بیارزشی مادیات و زندگی دنیاست و در حقیقت، گاه انسان در این دنیا به جستجوی معانی عمیقتر میپردازد.
هوش مصنوعی: از درد و رنج فرزند خوانده، در حیرت و شگفتی فرو رفته و همچنان در جا ایستادهام.
هوش مصنوعی: از تیر درد و غم آن دلشکسته بترس، مانند بیدی که از بند مرگ میلرزد.
هوش مصنوعی: در اینجا منظور از گزیدن انگشت حی رانی، به نوعی کنایه از فشاری است که بر درد و رنج دیگران ایجاد میشود و نشاندهنده این است که این فشار میتواند عواقب و اثرات عمیقی بر دردمندان داشته باشد. به عبارتی، دردی که بر سر دیگران میآید، نه تنها شخص را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه آثاری نیز در جهان اطراف او دارد و فریاد دردمندان را بلندتر میکند.
هوش مصنوعی: در جایگاه نوزاد، به جای او، تکهای از کاه جمع کردهاند.
هوش مصنوعی: سرت را به زمین گذاشت و با اشک به درگاه خداوند پاک دعا و نیایش کرد.
هوش مصنوعی: ای خداوند مهربان، لطف و کرم تو باعث شده است که با قدرت انسان، این گیاهان و موجودات را به وجود بیاوری و روح و حیات را به آنها ببخشی.
هوش مصنوعی: از شدت سوز و آتش دلش، دعایش تاثیر گذاشت و گیاهی مانند خس (گیاهان ریز و نرم) به وجود آمد که مانند مرغ عیسی، جان و حیات پیدا کرد.
هوش مصنوعی: ناتوانی و ضعف پیرمرد به راحتی پذیرفته شد، مانند اینکه کودک معصومی به تکهای کاه تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که چشم زاهد، صورت واقعی هدف را میبیند، به خاطر شکرگزاری از حق، پیشانیاش را بر خاک میساید.
هوش مصنوعی: بعد از غسل، همچون ستارهای درخشان، بیدرد و بینگرانی به خانه باز میگردم.
هوش مصنوعی: به طرف گهواره رفت و در آنجا فرزند دیگری را پیدا کرد.
هوش مصنوعی: از سر شگفتی، دلافروز به خود گفت که گویی امروز چشمانم به دوری و نزدیکی مینگرند.
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو یک فرزند را به ما نشان دادی، به چشم آشفتهای دچار شدیم.
هوش مصنوعی: محبوب، شگفتزده از قدرتهای خداوند، به زاهد گفت که آن راز نهفته را بگوید.
هوش مصنوعی: پیر راستگو به او گفت که هیچ چیزی نمیتواند بر توانایان دشوار باشد.
هوش مصنوعی: انسانی که از چیزهای کوچک و ناچیز آفریده شده، میتواند به تجربیات بزرگ و عبرتآموزی برسد، مانند سروی که به طور مستقل و آزاد رشد کرده است.
هوش مصنوعی: ای فرزند، تو نیز این را بخوان و از روی محبت و رحمت، نسبت به این موضوع دو برابر تلاش کن.
هوش مصنوعی: عجیب است که به خاطر زیبایی مظهر عشق، شکرگزاری به انجام آمد، گویی انسان به سجده رفته است.
هوش مصنوعی: نام آن معشوق را روی دل نهاده و نام این کشتگان عشق را به یاد دیدارشان، دل شاد میکند.
هوش مصنوعی: چهره آن دو کودک ویژه به همدیگر خیلی شبیه است، مانند دو چشم که همیشه در کنار هم قرار دارند.
هوش مصنوعی: در نظر زاهد، آن کودکان معصوم و عزیز مثل فرزندان او هستند.
هوش مصنوعی: در مقابل زاهد، آن کودکان جوان رشد کردند و به دور ستاره قطبی، رمز و رازی پیدا کردند.
هوش مصنوعی: تو با مهربانی و محبت، آن موجود بینظیر را پرورش دادی که آوازهای شیرین و دلنشین کودکان را به خوبی میفهمید.
هوش مصنوعی: دو نهال زیبا و سرحال در آب زندگی جوانه زدهاند و به رشد ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: دو جوان با قامت زیبا و با استعداد درختی استوار و ارزشمند را به شکوفایی و موفقیت رساندند.
هوش مصنوعی: به محض اینکه چشمشان از اشک پر شد، از شیر شیرین جوان نیز سیر شدند.
هوش مصنوعی: آن دو ماه، برای رسیدن به اوج خود، مسیری یک ساله را در یک روز پیمودند.
هوش مصنوعی: در گهواره، به آنها گفته شد که مانند علف هستند و نسل بعدیشان به زیبایی به مانند مروارید در صدف شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: آنها با تلاش و کوشش، به پیشرفت و موفقیت دست مییافتند و در یادگیری و آموزش، به شاگردی پرداخته و سرفرازی و سربلندی را کسب میکردند.
هوش مصنوعی: در دوران کودکی، کمکم قد کشیدند و به مرحله جوانی رسیدند.
هوش مصنوعی: زاهدان هم به همدیگر نزدیک شدند و دوستی پیدا کردند، زیرا از دلهایشان رنج و سختی را دور کردند.
هوش مصنوعی: پدر هر دو برادر را مانند کودکانی میبیند که دایهشان را مادر میدانند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که صحبتهای زاهد تأثیر زیادی بر روی شخص داشت و او را به سوی عبادت و طاعت بیشتر کشاند. این به معنای آن است که کلمات زاهد باعث شده که شخص تمایل بیشتری به انجام اعمال نیکو و عبادی پیدا کند.
هوش مصنوعی: دل هر شخصی تنها در خدمت بندگی و اطاعت خوشحال بود، بدون شک تاثیر صحبت و گفتگوها بر روی احساسات و حال انسانها وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.