ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
در اقالیم دل و جان خسرو مالک رقاب
دارم امید وصال رویت اندر هجر زلف
شب نشانی بخشد آری از طلوع آفتاب
گریم از عکس رخت کافتادهٔ چشم توام
چون کند بیمارم و بر خویش افشانم گلاب
من ز رویت ناامید و زلف شاد، آخر که گفت؟
مؤمن اندر دوزخ و کافر به جنت کامیاب؟
سالکان را ناگریز است از مقام قبض و بسط
زلف و رویت عاشقان را تا به کی اندر حجاب
چون توام دلبر نباشد هر چه هستی بی وفا
چون منت عاشق نباشد گرچه ناید در حساب
ای که وصلت جان ده صد مرده ی هجران تو
عیسای معجز نما «یحیی العظام» شیخ و شاب
در بهشت خاک پایت عاقبت شد زلف شاد
بس که نالیدی به دل «یالَیتَنی کُنتُ تُراب»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و معشوقی میپردازد که شاعر به شدت تحت تأثیر اوست. او از زلف سیاه محبوبش یاد میکند و دلتنگی و آرزوی وصال را بیان مینماید. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب توصیف میکند و به درد و رنجی که از دوری او متحمل میشود اشاره دارد. در نهایت، او به ناامیدی از محبت محبوب و پیوستگی عاشقانه و مشکلاتی که سالکان در عشق تجربه میکنند، میپردازد. این شعر ترکیبی از عشق، حجابهای ظاهری و در نهایت امید به وصال است.
هوش مصنوعی: ای خم زلف سیاه تو، مقام و جلالی دارد که هیچ شکی در آن نیست. در دنیای عشق و احساس، تو مانند خسرو، صاحب قدرت و تسلط بر دلها و جانها هستی.
هوش مصنوعی: من در این انتظار هستم که بار دیگر چهره زیبایت را ببینم؛ در این شب تار، موهای شب به من نشانهای میدهند، و این امید را دارم که صبح یک روز آفتابی به سوی من بیاید.
هوش مصنوعی: من به خاطر دیدن تصویر روی تو، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام و مانند کسی هستم که بیمار است. از روی محبت و شوق به تو، بر سر و روی خود گلبرگهای خوشبو میپاشم.
هوش مصنوعی: من از زیبایی تو ناامید و از زلفت شادمان هستم، اما چه کسی این را گفته است که مؤمن در دوزخ است و کافر در بهشت خوشبخت؟
هوش مصنوعی: سالکان (راهیان حقیقت) ناچارند که از حالاتی چون قبض و بسط که در اثر حضور زلف و روی تو به وجود میآید، عبور کنند. عاشقان تا چه زمانی باید در پس پرده باقی بمانند؟
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که محبوب و عزیز باشی، اگر به دلبر وفادار نباشی، در واقع بی وفایی محسوب میشود. حتی اگر عشق و محبت را برای خودت حساب نکنی، اما بیوفایی تو را از ارزش میاندازد.
هوش مصنوعی: ای کسی که ملاقاتت جان میدهد به صدها مردهای که در فراق تو به سر میبرند، تو شبیه عیسی هستی که معجزهاش را به نمایش میگذارد. تو همچون یحیای زندهکننده اجساد، میتوانی زندگی را به آنها بازگردانی.
هوش مصنوعی: در بهشت، خاک پاهای تو به خاطر غم و نالههایی که کردی، به زلفی شاد تبدیل شد. تو آنقدر نالیدهای که آرزوی خاک شدن را در دل داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.