ظل ممدود سر زلف تو چون بر سر ماست
ز آفتاب رخت ای جان همه نور است و صفاست
غیر خورشید جمال تو نه بیند دگری
از مه روی تو چون دیده جانها بیناست
تا بگویم صفت عشق تو را موی به موی
بر سر موی من از تن به زبانی گویاست
اختلافات بسی هست بصورت ای دل
هستی اوست به تحقیق که در من پیداست
همچو پرگار تو سرگشته چرا میگردی
نقطه از سرعت خود گرچه که دائر به نماست
به از آن نیست که بر هر چه نظر بگشائی
به یقین بازشناسی که همان ماهلقاست
سرخ و اسفید و کبود و سیه و زرد یکی است
گرچه در دیده ما چهره خوبان زیباست
کوهیا میل به اعلی و به اسفل چه کنی
چون همه اوست نه پستی بود و نه بالاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عشق الهی است. شاعر با اشاره به زلف و چهره معشوق، نور و صفای آن را به خورشید تشبیه میکند و میگوید که هیچکس جز او نمیتواند به زیبایی او بنگرد. او همچنین به تفاوتها و اشکال مختلف عشق اشاره دارد و میگوید که هرچند ظواهر مختلف هستند، در اصل همه به یک حقیقت واحد برمیگردند. شاعر در پایان بر این نکته تأکید میکند که در حقیقت، بالا و پایین وجود ندارد و همه چیز به یک منبع برمیگردد. به طور کلی، شعر بیانگر تمایلات روحانی و جستجوی حقیقت در سایه عشق است.
هوش مصنوعی: سایهای که بر سر ما از موهای تو میافتد، مثل سایهای است که آفتاب بر ما میتاباند. ای جان من، تمام روشنی و زیبایی به خاطر چهرهی توست.
هوش مصنوعی: هیچکس جز خود تو زیبایی و درخشش چهرهات را مشاهده نمیکند، زیرا همچون تابش خورشید، چهرهات درخشان است و برای جانها روشنایی میآورد.
هوش مصنوعی: تا عشق تو را توصیف کنم، هر تار موی من به گونهای گویا از تن من سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اختلافات زیادی وجود دارد، اما ای دل، حقیقت این است که وجود او در وجود من به وضوح قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: چرا مانند پرگار سرگردانی و بیهدف میگردی؟ اگرچه به نظر میرسد در دایرهای در حال حرکت هستی، اما به خاطر سرعت خودت، به نقطهای نمیرسی.
هوش مصنوعی: بهتر این است که به هر چیزی که نگاه میکنی، با دقت بیشتری توجه کنی و مطمئن باشی که آنچه میبینی واقعیت نیست، بلکه تنها ظاهری فریبنده دارد.
هوش مصنوعی: رنگهای مختلف مانند قرمز، سفید، آبی، سیاه و زرد همه یکی هستند؛ هرچند ما در نگاه خود، چهره زیبای خوبان را متفاوت و زیبا میبینیم.
هوش مصنوعی: کوهی اگر بخواهد به سمت بالا یا پایین حرکت کند، چه فایدهای دارد؟ زیرا در نهایت همه چیز یکی است و نه پایین بودن وجود دارد و نه بالا بودن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد
زود بخروشی و گویی «نه صواب است، خطاست»
بی گمان، گفتن تو باز نماید که تو را
به دل اندر غضب و دشمنی آل عباست
ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
ازهمه ترکان چون ترک من امروز کجاست
مشک با زلف سیاهش نه سیاهست و نه خوش
سرو با قد بلندش نه بلندست و نه راست
همه نازیدن آن ماه بدیدار منست
[...]
بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست
نیک بنگر که، که افگند، وز این کار چه خواست
گر به ناکام تو بود این همه تقدیر، چرا
به همه عمر چنین خواب و خورت کام و هواست؟
چون شدی فتنهٔ ناخواستهٔ خویش؟ بگوی،
[...]
رمضان موکب رفتن زره دور آراست
علم عید پدید آمد و غلغل برخاست
مرد میخوار نماینده بدستی مه نو
دست دیگر سوی ساقی که : می کهنه کجاست ؟
مطرب کاسد بی بیم بشادی همه شب (؟)
[...]
گر سخن گوید، باشد سخن او ره راست
زو دلارام و دلانگیز سخن باید خواست
زان سخنها که بدو طبع ترا میل و هواست
گوش مالش تو به انگشت بدانسان که سزاست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.