گنجور

 
کوهی

باده را نشأیست روحانی

جرعه ای نوش کن که تادانی

باده و شمع و شاهد و مجلس

هست اسرار سر ربانی

نوش کن جرعه ای بیخود شو

تا نه خیزد به پیش حیرانی

ساقی مست حضرت عزت

میدهد باده های سبحانی

شمع و نقل و شراب و شاهد داد

هست این جمله را اگر دانی

شمع خود را بسوخت در مجلس

خواند پروانه را به مهمانی

گفت کوهی که عینها مائیم

دیدم او را بشکل انسانی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

ما به هر مجلسی ز تو زده ایم

همچو بلبل هزاردستانی

بسته کاری نکرده ای با ما

مردمی کرده ای فراوانی

زود در هر چه خواستیم از تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

گه برین بی هنر هنر ورزی

گه بر آن بی گهر درافشانی

با چنین مهتران بی معنی

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۷۳ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
وطواط

ای پناه همه مسلمانی

رافع بن علی شیبانی

تاج دینی و از مکارم تو

همه اصحاب دین بآسانی

در معالی بلند مرتبتی

[...]

سوزنی سمرقندی

من یکی شاعرم نه سامانی

نز نژاد ملوک ساسانی

نه مرا باد حشمت میری

نه مرا اسب و طوق سلطانی

نه غلامان رومی و خزری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه