بر تو باد ای جان که دل داری نگاه
هیچ نگذاری زور دلا اله
غیر او خود نیست موجودی دگر
گر بچشم خود کنی بر حق نگاه
گر همی خواهی وصال جاودان
از خدا جز وصل او چیزی مخواه
همچو شمعی باش شب ها تا بروز
در میان سوز و اشک و دود و آه
باش همچون آسمان همت بلند
تا برآید از دلت خورشید و ماه
برمه رخسار آن خورشید بین
جمله موجودات یک خال سیاه
از دل هر ذره آن آفتاب
همچو گل بنمود از برگ گیاه
جان موجودات از او موجود شد
همچنانکه دانه روید قشر و گاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و وابستگی به خدا و حقیقت میپردازد. شاعر از جدایی و سختیها در مسیر ارتباط با خدا سخن میگوید و بیان میکند که اگر کسی خواهان وصال جاودانه است، باید فقط خدا را بخواهد. او همچنین به صفات بلند همتی و نورانی بودن اشاره کرده و تشبیهاتی دربارهی شمع و آسمان برای نشان دادن اهمیت عشق و نور حقیقت به کار میبرد. در نهایت، یادآور میشود که وجود همه موجودات از نور و رحمت خدا به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: ای جان من، تو که دل داری، هیچ نگاهی به زور بر دل نگذران.
هوش مصنوعی: جز او هیچ موجود دیگری وجود ندارد، اگر به حقیقت با دیده دل نگاه کنی.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دوستی ابدی هستی، تنها از خداوند خواستهای جز وصال او نداشته باش.
هوش مصنوعی: مثل شمعی باش که در شبها روشنایی میبخشد، حتی وقتی که در میان درد، گریه و غم هستی.
هوش مصنوعی: خودت را با ارادهای بزرگ همچون آسمان ترسیم کن، تا از دل تو نور خورشید و ماه تابیده شود.
هوش مصنوعی: چهره زیبای او مانند خورشید است و در میان تمام موجودات، تنها یک لکه سیاه دارد که به زیباییاش آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: هر ذرهای از دلش نور خورشید را نمایش میدهد، مانند گلی که از روی برگ گیاه بیرون میآید.
هوش مصنوعی: تمامی موجودات به وسیله او جان گرفتهاند، همانطور که دانهای با گذشت زمان رشد کرده و از لایههای خود بیرون میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کاش آن گوید که باشد بیش نه
بر یکی بر چند بفزاید فره
کرد آن دیوانه رامردی سؤال
گفت هان چونی تو ای شوریده حال
گفت بر هر پهلوئی گشتم براه
هم بتر من آمدم بیگاه و گاه
حضرت جان پرور دستور شاه
ای باستحقاق گیتی را پناه
ای براق وهم با ارشاد فکر
بر سپهر قدر تو نابرده راه
وی ز تاب مهر تو خورشید روی
[...]
پس حکیمش گفت کای سلطان مِه
آن کنیزک را بدین خواجه بدِه
غره شعبان سه شنبه چاشتگاه باده
بادهشان فرمود دادن پادشاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.