حضرت جان پرور دستور شاه
ای باستحقاق گیتی را پناه
ای براق وهم با ارشاد فکر
بر سپهر قدر تو نابرده راه
وی ز تاب مهر تو خورشید روی
در جهان آورده هر روزی پگاه
پیش عرض مسندت عرش مجید
از سر تعظیم بنهاده کلاه
بسته در صف مقیمانت کمر
آسمان پیر با پشت دو تاه
جز فروغ ساحت و سطح تو نیست
آفتاب دولت و گردون جاه
موجب احسان و صدر قدر تست
سایه ی توفیق و تعظیم اله
دین پناها چون شکوه دست تست
اهل معنی را بمعنی دستگاه
جان من بشنو و گر بینی صواب
چون کنی در صورت عالم نگاه
عرض کن بر رای خورشید زمین
صاحب سیف و قلم دستور شاه
آن خداوندی که دست لطف او
دارد اندر آب آتش را نگاه
و آن کزو بر دست او خاک امید
بر دماند بی نیازی چون گیاه
آنکه بر دارد ز گیتی گاه حکم
دستبرد عفو او نام گناه
و آنکه دایم انجم و افلاک را
بر در تعظیم او باشد جباه
گو خداوندا امامی آنکه کرد
فخر ز آب شعر او خاک هراه
گرچه بود امروز پیش جاهلی
بیتی از اشعار دلخواهش تباه
هر فرو مگذار از خاطر که هست
بر در مدح تو حاضر سال و ماه
تا ز روز و شب فرو پوشد جهان
حلّه ی زر بفت اکسون سیاه
همچنین پیرایه جاه تو باد
زیور شام و سحر بیگاه و گاه
دست احسانت کشیده بر سپهر
یوسف مصر معانی را بچاه
تیره گشته باز بر دستی و چرخ
ز آتش قهر تو آب و مهر و ماه
ز انتقام عدل تو آورده راه
کهربا در رشته ی پیمان کاه
هم جهانت بر جهانداری دلیل
هم خدایت بر خداوندی گواه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک شاه و مقام او پرداخته است. شاعر از ریشههای الهی و قدرت شاه صحبت میکند و او را به عنوان پناهگاه گیتی و منبع نور و راهنمایی توصیف میکند. وصف ملک و سلطنت او به طور خاص توأم با قدرت و احسانش است، همچنین تأکید زیادی بر مقام و جایگاه او در برابر خداوند و عرش دارد. شاعر از شایستگیهای او و برکتهایی که به واسطه حکومتش به مردم میرسد، یاد میکند و خواهان توجه به مقام و فضائل اوست. به طور کلی، این شعر به ستایش از ویژگیها و قدرتهای الهی شاه و تأثیر مثبت او در جهان پرداخته است.
هوش مصنوعی: حضرت جان پرور پیامی از شاه بزرگ و سزاوار این جهان را دریافت کردهاست که پناه و حمایت میطلبد.
هوش مصنوعی: ای اسب تندرو و خیال، با هدایت فکر خود به آسمان جاه و مقام تو راهی نداشتهای.
هوش مصنوعی: او به خاطر عشق و زیبایی تو، هر روز مانند خورشید در آغاز صبح در جهان میدرخشد.
هوش مصنوعی: در برابر مقام والای تو، تخت بزرگ خداوند با کمال احترام کلاهم را بر زمین گذاشتهام.
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که افرادی که در صف و در انتظار هستند، در واقع مانند ستونهایی محکم و پابرجا هستند. احساس میشود که آسمان طاقتفرسا و قدیمی بر دوش آنها سنگینی میکند و این نشاندهندهی فشار و بار سنگینی است که بر رویشان وجود دارد.
هوش مصنوعی: جز نور و روشنایی تو، هیچ چیز دیگری نیست که به عنوان مظهر قدرت و مقام تو محسوب شود.
هوش مصنوعی: سایهی تو و موفقیتت سبب نیکی و ارزش والای توست. خداوند تو را گرامی میدارد.
هوش مصنوعی: جایگاه دین همانند قدرت و عظمت دست تو است، و کسانی که به عمق معانی پی بردهاند، به این حقیقت آگاهند که دین همچون یک سیستم یا ساز و کار عمل میکند.
هوش مصنوعی: ای جان من، به سخن من گوش کن و اگر حقیقت را دیدی، چگونه به چهرهی جهان نظر خواهی کرد؟
هوش مصنوعی: خود را به خورشید زمین نشان بده که صاحب قدرت و دانش است و از شاه دستور بگیرد.
هوش مصنوعی: خدایی که مهربانیاش شامل حال انسانهاست، میتواند آتش را در آب نگاه دارد.
هوش مصنوعی: او کسی است که امیدش بر دستانش خشکیده و مانند گیاهان بینیاز از آب است.
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود از نعمتهای دنیا بهرهمند میشود و در شرایطی خطایی مرتکب میشود، ولی او را مورد بخشش و عفو قرار میدهند.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه ستارهها و آسمانها در برابر او سر تعظیم فرود میآورند، برای او کبر و بزرگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای خداوند، امامی را به ما نشان بده که به واسطه آبِ شعر او، خاک به جایگاه والایی رسیده است.
هوش مصنوعی: اگرچه امروز پیش فرد نادانی، شعری از اشعار محبوبش خراب شده است.
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکن که همیشه سال و ماه در مدح تو حضور دارند.
هوش مصنوعی: جهان به زینت و زیبایی پوشانده شده است، همچون جامهای که از طلای زربافت و ابریشم سیاه ساخته شده است.
هوش مصنوعی: همچنین عنوان و مقام تو مانند زینتی است که در شب و روز به زیبایی خود میافزاید.
هوش مصنوعی: دست مهربان تو بر آسمان قرار گرفته است و مانند یوسف مصر، معانی عمیق را به چاه میافکند.
هوش مصنوعی: آسمان و زمین به خاطر خشم تو تیره و تار شدهاند، و اثرات نگرانکنندهی این خشم، حتی بر نور ماه و آتش نیز تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: از انتقام و عدالت تو، راهی به سوی کاه و کهربا باز شده است.
هوش مصنوعی: وجود تو هم دلیلی بر اینکه جهان را میشناسی و هم نشانهای بر وجود خداست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کاش آن گوید که باشد بیش نه
بر یکی بر چند بفزاید فره
کرد آن دیوانه رامردی سؤال
گفت هان چونی تو ای شوریده حال
گفت بر هر پهلوئی گشتم براه
هم بتر من آمدم بیگاه و گاه
پس حکیمش گفت کای سلطان مِه
آن کنیزک را بدین خواجه بدِه
غره شعبان سه شنبه چاشتگاه باده
بادهشان فرمود دادن پادشاه
نقد هستی محو کن در لااله
تا به بینی دار ملک پادشاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.