آفتاب لایزال است او و عالم همچو ماه
هست او شاه حقیقت کوهیا شام گواه
هر دو عالم سایه زلفین عنبر سای او
روی آن خورشید باشد آفتاب ملک و جاه
آه از این خورشید کز جان می کند روشن طلوع
باشد او را در دل هر ذره از هر جوی راه
هر که از ریب المنون آمد بجان از خاص و عام
در خلا و در ملا جز لطف او نبود پناه
جز رخ زلفش چو کوهی نقش او درجای نیست
هر که او را هست حرفی از سفید و از سیاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف آفتاب و نور آن میپردازد که نماد حقیقت و روشنایی است. آفتاب، که نشانهای از ذات الهی و بینهایت است، در مقایسه با عالم به مثابه ماه دیده میشود. شاعر از زیباییهای آفتاب و تأثیر آن بر جهان سخن میگوید و بیان میکند که همه موجودات در زیر سایه وجود او قرار دارند. او تأکید میکند که تنها لطف و رحمت آفتاب میتواند پناهی برای انسانها باشد و هیچ چیز دیگری به اندازه زیبایی و حقیقت او اهمیت ندارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که هرکس بخواهد حقیقت را دریابد، باید به وجود او توجه کند.
هوش مصنوعی: آفتاب همیشه درخشنده و جاودانی است و عالم مانند ماه است که نورش از آفتاب میتابد. او سلطانی است بر حقیقت و مانند کوهی است که در شام ظهور دارد و بهعنوان گواهی بر وجودش شناخته میشود.
هوش مصنوعی: هر دو جهان تحت تأثیر زیبایی و جذابیت زلفهای اوست؛ همچنان که آفتاب برتری و مقام او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: این خورشید که روشنیاش از جان برمیخیزد، در دل هر ذره و در هر جوی راهی دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دور از تردید مرگ به زندگی آمده باشد، چه در خفا و چه در میان مردم، تنها لطف اوست که پناهش داده است.
هوش مصنوعی: تنها زیبایی چهرهاش مانند کوه است و هیچ چیز دیگری در دنیا بهاندازهی او اهمیت ندارد. هرکس درباره او صحبت کند، صحبتش دربارهی سیاهی و سفیدی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه تیرست ای نموده تیره از روی تو ماه
می درین مه لعل روشن گردد ای مه می بخواه
وقت نعمتهاست لیکن نعمتی چون می مدان
جان بدین گفته که من گفتم گواه آید گواه
دل به می تازه ست تازه جان همی شادست شاد
[...]
صدهزاران سال میمون باد جشن مهرماه
بر شهنشاهی که دارد صدهزاران مهر وماه
بندگانش مهر و ماه اند وز فرخ طلعتش
روز ایشان هست فرختر ز جشن مهر ماه
یک تن است او از عدد وز نصرت و تایید هست
[...]
در سعادت همچنین آسوده بادی سال و ماه
از بزرگان و ز بزرگی مر ترا اقبال و جاه
هست دولت را اساس و هست ملت را پناه
حضرت خوارزمشاه و خدمت خوارزمشاه
خسرو عادل ، علاء دولت ، آن کز عدل اوست
هم خلایق را امان و هم شرایع را پناه
مسند خوارزمشاهی تا مسلم شود بدو
[...]
آنکه روی چرخ را زینت بانجم داد و ماه
داد ملک شرق را زینت بخیل شاه و شاه
شهریار شیردل خوارزمشاه آتسز که هست
در سر شمشیر او پیروزی دین الله
دولتی شاهی که بی کوشش سپهر از بهر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.