گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زهی وصف لبت ذکر زبانها

دهانت در سخن اکسیر جانها

چو می خندد لب شکر فشانت

ز حیرت باز می ماند دهانها

ز عشقت کو به دل تخم وفا ریخت

مرا در سینه می ریزد سنانها

فلک را آه مظلومی چو من سوخت

چرا آتش نبارد ز آسمانها

مکن عیبم، کنم گر بوسه بازی

به گرد کوی تو بر آستانها

مرا با شکل رسوایی خوش افتاد

بخندید، ای رفیقان، از کرانها

ز عشقت آب چشم من که بی تو

جوان مردی ندارد ناودانها

شبی کردم به بستان ناله درد

رها کردند مرغها آشیانها

از این ره رفت خسرو، خلق گویند

چو بیند جابه جا از خون نشانها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

خشایار نوشته:

به نظر من در مصرع دوم بیت هشتم مرغان از نظر وزن شعری درست تَر از مرغ ها است

مهدی نوشته:

بله نظر دوستمون درمورد بیت هشتم کاملاُ درسته

کانال رسمی گنجور در تلگرام