گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
در کوی عشقبازان رسوا شدن چه کار است
گفتند بت پرستی ست در اختیار طاعت
خود می کند وگرنه ما را چه اختیار است
برپایِ دارِ شوقت سر می نِهم چو منصور
کآخر همین سعادت در عشق پایدار است
در حلقه های زلفت بینی دل شکسته
نیکو نگاهدارش از ما به یادگار است
غم نیست گر خیالی از گفتگو بماند
در گلشن زمانه بلبل چو من هزار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فریفتگی به معشوق است. شاعر بیان میکند که در میان عاشقان، حتی اگر از عشق رسوا شوند، هیچ اشکالی ندارد. او به مفهوم بت پرستی اشاره میکند و میگوید که در عشق، برخی چیزها در اختیار انسان نیست و عشق امری فراموشنشدنی است. شاعر همچنین از نمادهای تاریخی مانند منصور سخن میگوید و نشان میدهد که فدای عشق شدن، عالیترین سعادت است. او به تصویر دل شکستهای که در زلف محبوبش قرار دارد، اشاره میکند و از یادگار عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر میگوید که غمی نیست اگر فقط یادهایی از گفتگو باقی بماند؛ زیرا در دنیا بلبلهای عاشق بسیارند.
هوش مصنوعی: اگرچه تعداد عاشقانی که به زلف یار پیوستهاند زیاد است، اما در دنیای عاشقان، رسوا شدن چه اهمیت و ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: گفتند که پرستش بت در واقع به انتخاب خود او بستگی دارد و اگر نه، ما هیچ کنترلی بر این موضوع نداریم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوقی که دارم، با تمام وجود به پای این عشق میایستم، همانطور که منصور هم برای اعتقاداتش ایستادگی کرد. چون در نهایت، این عشق و علاقه به پایداری و سعادت منجر خواهد شد.
هوش مصنوعی: در حلقههای موهایت، دل شکستهام را خوب نگهدار، این یادگاری از ماست.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیای زیبا، تنها یادگاری از گفت و گو باقی بماند، غم به دل راه نمیدهیم؛ زیرا بلبلی مانند من، از این یادها بسیار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.