دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
چون از او نگشاد کاری پای دیوارش گرفت
سرگران دارد ز خواب ناتوانی غمزهاش
باز تا خون کدامین چشم بیدارش گرفت
یارب آن طاووس باغ کیست کز رفتار او
کبک تعلیم خرامیدن ز رفتارش گرفت
هندوی دزد پریشان کار یعنی زلف را
سر همی برد و همانا بر سر کارش گرفت
کنج درویشی ست در عالم خیالی را و بس
گنج مقصودی که بعد از رنج بسیارش گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احوالات انسانی اشاره دارد که بر اثر دلبستگی به محبوب، رنج و زاری را تجربه میکند. شخصیت عاشق به خاطر رفتار و زلف محبوب، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و احساساتی مانند درد و خواب آلودگی را تحمل میکند. او از زیبایی محبوب و تأثیر آن بر دیگران میگوید و در نهایت به کنج درویشی و جستجوی گنجی معنوی اشاره میکند که پس از تحمل سختیها به دست میآید. این شعر بیانگر تضاد بین زیبایی و رنج عشق است.
هوش مصنوعی: دل به شدت ناراحت و نالان شد و به زلفهای کسی که به او ظلم کرده بود، چنگ زد. چون او هیچ کاری برایش نمیکرد، دلش را به دیوارش چسباند و از او دور نشد.
هوش مصنوعی: سرگران، که به خواب ناتوانی رفته است، از غمزهاش بیدار میشود و حالا میخواهد بداند که خون کدامین چشم او را بیدار کرده است.
هوش مصنوعی: ای خدای من، آن طاووس زیبای باغ چه کسی است که رفتار او مانند کبک، دیگران را به آرامی و خرامیدن میآموزد؟
هوش مصنوعی: هندوی دزد با حرف و زلفی آشفته، مشغول کار خود است و به خوبی بر روی کارش تمرکز کرده است.
هوش مصنوعی: در دنیای خیال، فضایی وجود دارد که شبیه به گوشهای از زندگی یک درویش است و این تنها گنجی است که بعد از تحمل سختیهای فراوان به دست میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.