گنجور

 
خیالی بخارایی

مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی

نیست تنها دردمندان تو را مشکل یکی

ای دل ار عزم طریق راه عشقت در سر است

این بیابان رهزنی دارد به هر منزل یکی

گر تو را در سر هوای گلستان جنّت است

پای بیرون نه از این زندان آب و گل یکی

حاصل هر دو جهان درباختم تا، روشنم

شد که هست از نیستی هر دو جهان حاصل یکی

جام می از لعل ساقی از چه رو خون ریز شد

هر دو را گر نیست در قتل خیالی دل یکی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

ای ز خاک افتادگان کاکلت سنبل یکی

از هواداران رخسارت نسیم گل یکی

جویای تبریزی

مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی

راه گو بسیار باشد، هست چون منزل یکی

چشم انصافت چو وحدت بین شود داند که هست

مسلک ارباب ظاهر راه اهل دل یکی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه