چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر میزنی
بر چهرهٔ زردم اگر نقشی زنی زر میزنی
هر لحظه لافی میزنی ای گل ز خوبی با رخش
بنگر نکو باری که تو خود را کجا بر میزنی
دل میبرند از عاشقان خوبان و تو جان و دلی
تو دیگری ز آن خویش را بر جای دیگر میزنی
گه گه اگر سنگی زنی بر ساغر دُردیکشان
نبود عجب زآن رو که تو پیوسته ساغر میزنی
شیرینلبان پا میکشند از تو خیالی بیشتر
هرچند از غم چون مگس تو دست بر سر میزنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید و به زیباییهای معشوق اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که معشوق با زیبایی و خوبی خود، دل عاشقان را میرباید و با حرکاتش، عشق و علاقه را بیشتر میکند. همچنین، شاعر از ناتوانی و غم خود در برابر این زیباییها سخن میگوید و به تضاد میان عشق و درد اشاره میکند. در نهایت، این شعر نکاتی از فریبندگی و تأثیرگذاری معشوق را به تصویر میکشد و احوالات عاشق را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: ای اشک خونین، چرا بر چهره زرد من فریاد از پاکی گوهر خود میزنی؟ اگر قرار است نشانی بر چهره من بگذاری، باید آن نشانه طلا و ارزشمند باشد.
هوش مصنوعی: ای گل، تو هر لحظه به زیباییهای خود میبالید و از خوبیهای خود حرف میزنی. اما به چهرهات نگاه کن و بگو آیا جایگاه واقعی تو کجاست؟
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر زیباییها و خوبیها دچار دلباختگی میشوند، اما تو هم به گونهای بیرحم و بیاحساس، جان و دل خود را برای کسی دیگر صرف میکنی.
هوش مصنوعی: هر از گاهی اگر سنگی به جام شراب پرتاب کنی، از آن تعجبی نیست، چون تو همیشه به سمت جام میزنی.
هوش مصنوعی: زیبایانی که لبخندشان شیرین است، با خیال تو آرام و دلنشین راه میروند، هرچند که وقتی غمگین میشوی، مثل مگسی که دور سر تو میچرخد، به تو نزدیک میشوند و بر سر تو میزنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.