تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی
گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن
بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی
ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد
تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی
هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان
پوشند در به رویش یعنی که در نیایی
چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی
شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به اهمیت خودشناسی و ترک خودخواهی اشاره میکند. او میگوید تا زمانی که انسان از خود و نیازهای شخصیاش رها نشود و به یک وحدت واقعی دست نیابد، نمیتواند به راحتی با خویش ارتباط برقرار کند. همچنین، در کوی جانان بیارادگی جایی ندارد و کسانی که به عشق و وصال میرسند باید به آداب و احترام آنجا توجه کنند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که برای درک صحیح عشق و انسانیت، باید از خود عبور کرد.
هوش مصنوعی: اگر مانند یک غنچه شاداب و خندان از خود خارج نشوی، حتی اگر به گل تبدیل شوی، دیگران تو را در نظر نخواهند آورد.
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی چگونه باید راهی برای خودت پیدا کنی، بهتر است به حال خود رها کنی و بدون تلاش برای کنترل اوضاع پیش بروی. فقط در این صورت میتوانی به خود واقعیات دست یابی.
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی به سراغ وحدت و یگانگی میروی، به هیچ چیز دیگر نمیتوانی دل ببندی. تا زمانی که از خودت دست نکشی و به خودت آشتی نکنی، نمیتوانی به حقیقتی که در پیاش هستی، برسی.
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون عشق و ارادت به سوی معشوق بیاید، در واقع در را به روی او میبندند؛ یعنی او نمیتواند وارد شود.
هوش مصنوعی: وقتی محبوبم با قلم خود مرا میخواند، ای خیال، شرط ادب این نیست که تو بر من سایه نیندازی و به سراغم نیایی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.