با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
هردم گل وفایش می روید از گِل من
فردا که در حسابی آید حصول هرکس
جز رنج و غصّه نبوَد از عشق حاصل من
از سرّ غیب عمری جستم نشان و آخر
در نقطهٔ دهانش حل گشت مشکل من
گفتم که بر دل من چندین جفا مکن، گفت
چندین مگوی آخر من دانم و دل من
آن لحظه با خیالی مقصود رخ نماید
کآیینهٔ جمالش باشد مقابل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تأثیر عشق و خیانت بر زندگیاش اشاره میکند. او میگوید که اگرچه قاتل او بر مزارش حاضر نشده، اما عشق او هر روز زنده است. در روز حساب، تنها رنج و غم عشقش به جا خواهد ماند. همچنین، او تلاش میکند تا نشانی از معشوق را پیدا کند و در نهایت به این نتیجه میرسد که معشوقش خودش مشکلی برای دل او نمیشود. در پایان، لحظهای خیال او را ملاقات میکند و زیبایی معشوقش را مانند آیینهای در مقابلش میبیند.
هوش مصنوعی: با وجود این که قاتلم بر سر مزارم نمیآید، هر لحظه یاد و محبتش از وجود من زنده و جاری است.
هوش مصنوعی: فردا که روز حساب و کتاب است، هر کس به جز رنج و اندوهی که از عشق به دست آورده چیزی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من سالها به دنبال نشانهای از رازهای پنهان زندگی بودم و در نهایت، تمام دشواریهایم در کلام او حل شد.
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا اینقدر به من ظلم میکنی و بدی میکنی، او پاسخ داد که چرا اینقدر صحبت میکنی؟ من خودم از حال دل خودم باخبرم.
هوش مصنوعی: آن لحظهای که با خیال و آرزو، زیباییاش را رو در رو میبینم، مانند آینهای است که جمالش را به من نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.