ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
وقتی ست که دارد سگ آن کوی کس خویش
تا کی برِ آن روی بلافی گل رعنا؟
بگذار دو رویی و نگر پیش و پس خویش
غم نیست که نزدیک بلاییم ولیکن
فریاد که دوریم ز فریاد رس خویش
افسرده حریف سخن سوختگان نیست
زنهار تو ضایع مکن ای نی نفس خویش
باز آن دهن تنگ چه پوشی ز خیالی
پنهان چه کنی تنگ شکر از مگس خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به جستجوی دوست و حقیقت در زندگی اشاره میکند. او میگوید که وقتی در راه دوست هستیم، هوسها و آرزوها کم اهمیتتر میشوند. شاعر نگران دوگانگی و نفاق در وجود انسانهاست و بر این نکته تأکید میکند که گرچه ممکن است از بلایای زندگی دور باشیم، اما باید به فریاد و درخواست کمک نزدیک شویم. همچنین، شاعر از ناامیدی در ارتباط با دوستان سوختهدل سخن میگوید و هشدار میدهد که نباید نفس خود را ضایع کنیم. در پایان، او به چالشهای درون انسان و کسالتهای ناشی از آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و خواسته ما به دروازه دوست باز میشود، که در آنجا وفاداری و احساس مالکیت نسبت به آن مکان وجود دارد، درست وقتی است که کسی در آن مکان به محبت و خدمت مشغول است.
هوش مصنوعی: چقدر باید به زیبایی و دلربایی آن دختر فکر کرد؟ بهتر است که کمی واقعبینانهتر نگاه کنیم و به وضعیت و احساسات خودمان توجه کنیم.
هوش مصنوعی: مشکلی نیست که در نزدیکی مصیبتها قرار داریم، اما دردناکتر این است که از کمک و فریادرس خود دور هستیم.
هوش مصنوعی: دوستان غمگین و سوخته، به دل شاد نمیآیند. مواظب باش که در این فضا به خودت آسیب نرسانی.
هوش مصنوعی: دوباره با آن کلام بستهات چگونه میتوانی از خیالات پنهانیات بگویی و چگونه میتوانی از شیرینی زندگیات در برابر مزاحمتها و آزارهای دیگران محافظت کنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.