تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
پوشیده دار از همه ما فی الضمیر خویش
دل را نگاه دارکه در فنّ دلبری
شوخی ست چشم او که ندارد نظیر خویش
باشد که زلف او به کف آریم تا به حشر
سرمایه یی بریم پیِ دستگیر خویش
روزی رسی به دولت پیری تو ای جوان
کز راه سرکشی نستیزی به پیر خویش
دست طلب بدار خیالی ز بیش و کم
اکنون که ساختی به قلیل و کثیر خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و عشق میپردازد. شاعر به دلنگرانی و غم اشاره میکند که باید آن را از دیگران پنهان کرد. او به زیبایی و جذابیت چشمان معشوق اشاره میکند که بینظیر است. شاعر آرزو میکند که روزی بتواند به معشوق نزدیک شود و از او دستگیر کند. همچنین به جوانان میآموزد که به تجربه و خرد سنوسال بزرگترها احترام بگذارند و در جستجوی خواستههای خود، متوجه ارزشها و مرزهای زندگی باشند. از این رو، خواستهها و آرزوها باید با در نظر گرفتن واقعیتها شکل بگیرند.
هوش مصنوعی: اگر در دلت حسی از غم وجود دارد، آن را از دیگران پنهان کن و نگذار کسی از رازها و احساسات درونی تو باخبر شود.
هوش مصنوعی: دل را نگهدار، زیرا در فنّ عاشقکشی، شوخی وجود دارد. چشمان او بینظیر هستند و هیچکس مانند او نیست.
هوش مصنوعی: امیدواریم که بتوانیم زلف او را در دست بگیریم تا در روز قیامت برای نجات خود سرمایهای داشته باشیم.
هوش مصنوعی: روزی به موفقیتی خواهی رسید و به آن دوران پیری خواهی رسید، ای جوان. پس بهتر است که از راه سرکشی پرهیز کنی و به بزرگترهای خود احترام بگذاری.
هوش مصنوعی: دست خود را به سوی آرزوها دراز کن و به تفاوتهای زیاد و کم فکر نکن، حالا که خودت توانستهای به مقدار کم و زیاد در زندگیات شکل بدهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.