اشکِ چشم من که جان نقد روان میخواندش
دیده جرمی دید از آن رو از نظر میراندش
سرو لاف سرفرازی میزند قدّت کجاست
تا روان برخیزد از جا و ز پا بنشاندش
مشگ اگر گوید که با زلف تو میمانم خطاست
چون خطایی گوید از زلفت عجب گر ماندش
باز بیجرم از من مسکین رقیب فتنهجوی
رنجشی دارد ندانم تا چه میرنجاندش
ای ملامتگوی آخر با خیالی هر نفس
وصف آن بدخو چه میگویی نکو میداندش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر برای ابراز غمش از اشکهایش سخن میگوید که جان او را به زحمت میاندازد. او به یاد معشوقش، حتی در نبودش، با نیش و کنایه اشاره میکند که چگونه زیبایی و سرفرازی معشوقش او را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از رنجش و فتنهجویی رقیب بیدلیل صحبت میکند و در نهایت به ملامتگوییها و نظرات دیگران درباره معشوقش اشاره میکند، در حالی که او تنها زیبایی و بدیهای او را میداند. این شعر در عین بیان غم و درد، به قدرت عشق و فریبایی معشوق نیز توجه دارد.
هوش مصنوعی: اشک چشم من که ارزشش را بسیار میدانم، از دیدن گناهی در آن چشمان نمیتواند به آن نگاه کند و آن را از نظر دور میکند.
هوش مصنوعی: سرو به زیبایی و عظمت خود میبالد و از دیگران میخواهد که قد و قامت تو کجاست تا جانم از شوق به پا خیزد و تو را بر زمین نشاند.
هوش مصنوعی: اگر مشک بگوید که به خاطر زلف تو میمانم، اشتباه میکند. چون اگر از زلفت ایرادی بگوید، عجیب نیست اگر در همان لحظه هم از آن فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: دوباره بدون هیچ دلیلی از طرف من مسکین، رقیبی که همیشه دنبال ایجاد زحمت و مشکل است، رنجشی دارد که نمیدانم چه چیز او را آزار میدهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه مرا ملامت میکنی، با خیال خود هر لحظه از آن کسی که بدخلق است، چه میگویی؟ او را تنها نیکو میشناسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.