از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
نامردمی بوَد که نیاریم در نظر
چون دُر خبر ز رستهٔ دندان یار گفت
معلوم می شود که یتیمی ست باخبر
روی چو روز عمر تو را تابدید شمع
هر شب ز رشک می رودش آتشی به سر
گفتم فدای چشم تو رخسار زرد من
خندید و گفت چند خری فتنه را به زر
گو بر فروز شمع مرادی که از خطت
روزی به پیش آمده از شب سیاهتر
گر در رهت ز دیده خیالی بریخت آب
سهل است، گو بیا و از این ماجرا گذر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق خود اشاره کرده و میگوید که زیبایی او به قدری جذاب است که انسانها نمیتوانند از آن غافل شوند. او از یتیمی و درد جدایی سخن میگوید و احساساتی مانند حسادت را توصیف میکند. شاعر به تحسین معشوق میپردازد و میگوید که حتی اگر کسی به خاطر عشقش دچار مشکل شود، نباید نگران باشد و میتواند از این مسأله عبور کند. کل شعر حول محور عشق، زیبایی و احساسات عاشقانه میچرخد.
هوش مصنوعی: اگر لبهای زیبای او از ما چیزی بخواهد، نادرستی است که ما آن را در نظر نگیریم و انجام ندهیم.
هوش مصنوعی: وقتی که صحبت از دندانهای یار میشود، به راحتی میتوان فهمید که او بیسرپرست و یتیم است.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات مانند خورشید میدرخشد، شمع شبها به خاطر حسادت از تو، شعلهور میشود و آتش به سر میزند.
هوش مصنوعی: گفتم جانم را فدای چشمانت میکنم، ولی او با خنده گفت: چند نفر از دلبرها را میتوان به طلا خرید؟
هوش مصنوعی: بیا شمعی روشن کن که هدف و آرزوی تو را جلوهگر کند، زیرا خط و قلم تو روزی از شبهای تاریک هم درخشانتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو چشمام اشکی بریزد، امر مهمی نیست، بیا و از این ماجرا عبور کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سروست و بت نگار من آن ماه جانور
ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر
باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق
همچون مه گرفته درون آییم ز در
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی
[...]
اخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
سوزن هم آهنست ولیکن نه چون تبر
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر و شر زبانش دو شاخ وتر
آن سوسن سپید شکفته به باغ در
یک شاخ او ز سیم و دگر شاخ او ز زر
پیراهنیست گویی دیبا ز شوشتر
کز نیل ابره استش و از عاج آستر
تا بیشتر زند بدلم عشق نیشتر
باشد مرا بمهر بتان میل بیشتر
اندیشه یکی پسر اندر دلم فتاد
هرگز نیامده ببر من چنو پسر
تا عشق آن پسر بسرم بر نهاد رخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.