هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
عفو فرما که تو را نیز صوابی باشد
اگر از گریهٔ غم آن بَرَد چشم مرا
هیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد
پردهٔ ما بدرد فکر جنون تا که تو را
بر مه از سلسلهٔ مشگ نقابی باشد
گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجب
سر خوشی را که به کف جام شرابی باشد
ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آن
هم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بخشش و عذرخواهی است. شاعر از معشوق میخواهد که خطاهای او را ببخشد و اظهار میدارد که اگر به خاطر غم او چشمش اشکآلود شود، این مسئله اهمیتی ندارد زیرا در کنار معشوق، هیچ غمی وجود ندارد. همچنین به حالت جنون و عشق خود اشاره میکند و میگوید که اگر از دردهای روزگار خبر نباشد، خوشی در دستانش قرار دارد. در نهایت، شاعر به خیالی اشاره میکند که تنها در صورتی قانع است که در چشم معشوق خواب عمیقی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر اشتباهی که موجب سرزنش میشود، ببخش، زیرا تو نیز در موقعیت خوبی قرار میگیری.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از غم گریه کنم و این باعث شود که چشمانم خشک شود، برایم اهمیتی ندارد حتی اگر از تو دور باشم و باران ببارد.
هوش مصنوعی: پردهٔ وجود ما برای فکر دیوانگی مناسب است، تا زمانی که تو بر روی ماه، در حالی که نقابی از موی مشکی بر چهره داری، ظاهر شوی.
هوش مصنوعی: اگر از سختیهای زندگی خبر نداشته باشیم، تعجبی ندارد که خوشیمان تنها به خاطر داشتن یک لیوان شراب باشد.
هوش مصنوعی: تو در خیالات خود پروانهوار زندگی کردهای و این تنها به شرطی ممکن است که در چشمانت خواب یا آرزویی وجود داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.