دل نه جز غصّه محرمی دارد
نه به جز ناله همدمی دارد
دهنت تازه کرد ریش دلم
گرچه در حقه مرهمی دارد
تو نه آنی که گر بمیرم من
از غم من تو را غمی دارد
چه نهان دارم ای رقیب از تو
که به تو هرگزم نمی دارد
بازم آواز نی ببرد از هوش
وقت نی خوش که خوش دمی دارد
تا خیالی به ترک عالم گفت
به سر خویش عالمی دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تنهایی و غم خود اشاره میکند و از فقدان محبت و همدمی رنج میبرد. او احساس میکند که دلش فقط درگیر غم و ناله است و عشقش هیچ تأثیری بر زندگی معشوق نداشته است. در ادامه، به عدم شناخت معشوق از عمق احساسات شاعر اشاره میشود، و شاعر به این نتیجه میرسد که معشوق هیچ نگرانی از دردهای او ندارد. در نهایت، او به یک خیال و دروننگری میپردازد و به این نکته میرسد که در دل خود دنیایی سنگین از درد و خیالات پنهان دارد.
هوش مصنوعی: دل تنها از غم محرم پر شده و هیچ همدمی جز ناله و افسوس ندارد.
هوش مصنوعی: حرفهای تو مثل بلسم برای دلم است، حتی اگر تنها به ظاهر آرامشبخش باشد.
هوش مصنوعی: تو به قدری بیتوجهی که حتی اگر من از غم بمیرم، تو هیچ نگرانی از این موضوع نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: من از تو چیزی پنهان دارم که هرگز نمیخواهم آن را به تو بگویم.
هوش مصنوعی: نی دوباره آوازش را به گوش میرساند و انسان را از خود بیخود میکند. زمانی خوش است که لحظهای را برای لذتی خوش به یاد بیاورد.
هوش مصنوعی: خیالی به ذهنش رسید و به دنیای خود گفت که او نیز دنیای خاص و منحصر به فردی دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کسی در جهان غمی دارد
هر دلی راز مبهمی دارد
سخن اهل دل نشاید گفت
بهمه کس که محرمی دارد
ایخوش آندل که میتواند گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.