تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کردهاند
درخور هر فرقه مرسومی معیّن کردهاند
نام نیک و نقد هستی را به زاهد دادهاند
نیستیّ و عشق را در گردن من کردهاند
با تو دعویِّ نظر بازی کسانی را رسد
کز غبار خاک کویت دیده روشن کردهاند
سر گران ز آن است چشم مست یار و جام می
کاندر این ره هر یکی خونی به گردن کردهاند
ای خیالی دامن جان چاک زن کارباب دل
سرخروییها چو گُل از چاک دامن کردهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مسائلی از عشق و عرفان میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که هر گروهی به نوعی به رحمت و تقدیر الهی رنگ و بوی خاصی دادهاند و برای خود تعابیر و مرسوماتی مخصوصی دارند. شاعر بیان میکند که در این راستا، نام نیک و دارایی دنیا به زاهدان داده شده، در حالی که او خود برای عشق و عدم وجود (نیستی) در رنج است. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که در این مسیر هر کسی بهایی پرداخته و خون دل خورده است. او در نهایت با ابراز احساسات عمیق خود درباره عشق و زیبایی، به این نکته میرسد که زیبایی و سرخی عشق مانند گل از چاک دامن او میجهد.
هوش مصنوعی: خداوند رحمتش را به گونهای تقسیم کرده که هر گروهی را به شیوهای خاص آماده کرده است و برای هر یک نقش و جایگاهی مشخص تعیین کرده است.
هوش مصنوعی: نام خوب و دارایی را به عابد دادهاند، در حالی که نبود و عشق را به من سپردهاند.
هوش مصنوعی: با تو که هستم، دیگران به چشمانشان دعوی هستند که از غبار خاک کوی تو، بینایی خود را به دست آوردهاند.
هوش مصنوعی: دلایل سنگینی سر من، نگاه عاشقانه معشوق و شراب در دست اوست، زیرا در این راه هر کسی بهایی را با خون خود پرداخته است.
هوش مصنوعی: ای خیال زیبایی که جانم را جلا میدهد، دلهای سرخرویی که همچون گلها از درز دامن تو رهایی یافتهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیده اش از سرمه «مازاغ » روشن کرده اند
منزلش در «لانبی بعدی » معین کرده اند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.