باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
شهباز جهانگرد اسیر قفسی شد
از سر هوس روی نکو کم شده بودم
ناگاه رخت دیدم و باز هوسی شد
با ناله خوشم چون نی از این وجه که باری
دیر است منِ سوخته را هم نفسی شد
آرامگه خال سیه شد لب لعلت
آری شکری بود به کام مگسی شد
گویند کز این پیش سگی بود خیالی
سگ بود ولی در قدم یار کسی شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات خود را درباره عشق و دلفریبی بیان میکند. او بیان میکند که دلش بار دیگر تحت تأثیر کسی قرار گرفته و خود را اسیر میبیند. او از هوس و آرزوهایش سخن میگويد و از دیدن محبوبش شگفتزده میشود. شاعر با نالهای مشابه نی از سوختن در عشق یاد میکند و اشاره میکند که آرامش و زیبایی محبوبش، او را به عشق بیشتر میکشاند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عشق او به محبوبش، حتی در دنیای قبل از این عشق، بهطور غیرمستقیم وجود داشته است.
هوش مصنوعی: دل من دوباره تسلیم خواستهها شد و مانند پرندهای در قفس به اسارت درآمد.
هوش مصنوعی: به خاطر وسوسهای که داشتم، از روی خوشگلی او فاصله گرفته بودم، اما ناگهان او را دیدم و دوباره وسوسهام برانگیخته شد.
هوش مصنوعی: من با نالهای شبیه نی خوشحال هستم، از این نظر که با وجود اینکه دیر شده، هنوز هم کسی پیدا شده که به من همفکری و هم نفسی کند.
هوش مصنوعی: آرامگاه خال سیاه تو، لب لعل زیبای تو است. واقعاً اینجا شهدی وجود دارد که مگس به آن جذب میشود.
هوش مصنوعی: میگویند که در گذشته تصوری از سگی وجود داشت، اما حالا به خاطر نزدیکی به یار، تبدیل به چیزی دیگر شده و شخصیتش تغییر کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.