از روم تا به هند گرفتیم جان به کف
بهر نثار مرقد شه بوعلی شرف
بر وی قسم به جان عزیز مبارزش
کاندر وفاش کرد جوانی خود تلف
هست این غلام را به درش حاجت عظیم
لطفی کنند و باز رهانندش از اسف
باشد در آستانش امید شفاعتی
در حضرتی که یافت ازو هند صد شرف
یمضی علی الصلاح من العمر مابقی
یاوی الی الفلاح من الذنب ماسلف
شاهی به چشم خشم به بحر اربنگرد گهی
بر روی آفتاب شمارد دو صد کلف
نسبت به اعتناش خزف بهتر از گهر
با قوت غناش گهر کمتر از خزف
در چشم اهل دیده، مسماش همچو اسم
آئینه ایست عکس نمای شه نجف
خالد خموش، هر چه تو گوئی به طرز شعر
بی دولتان مبالغه دانندش و صلف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف سفر شاعر از روم به هند و ارادت او به مرقد بوعلی سینا اشاره دارد. شاعر به وفاداری و شجاعت بوعلی قسم میخورد و به عظمت او و فضایلش اشاره میکند. او امیدوار است که در آستان بوعلی شفاعتی بیابد و از مشکلات رهایی یابد. شاعر در ادامه به پادشاهی که به مردم ظلم میکند و ارزشها را نادیده میگیرد، انتقاد میکند و میگوید که در نظر مردم، ارزشها و معانی باید بازتعریف شوند. در کل، شعر به موضوعاتی چون ارادت، امید به شفاعت و انتقاد از ظلم و تبعیض میپردازد.
هوش مصنوعی: از روم تا هند، جان خود را در کف دست گرفتیم تا مرقد بزرگمرد شهید بوعلی را ادا کنیم.
هوش مصنوعی: من به جان عزیزم قسم میخورم که او در وفاداریاش، جوانی خود را فدای مبارزه کرده است.
هوش مصنوعی: این شخص به شدت نیازمند است که درب کسی به رویش باز شود و او را از بدبختی نجات دهند.
هوش مصنوعی: در درگاه او امید دارم که شفاعتی نصیبم شود، همان او که هند(کشور) از وجودش به شرافتهای زیادی دست یافته است.
هوش مصنوعی: زمان باقیمانده از عمر بر پایه اصلاح و بهبود میگذرد، و از گناهان گذشته باید به سوی فلاح و رستگاری روی بیاوریم.
هوش مصنوعی: شاهی با چشمان خشمگین به دریا مینگرد و گاهی از بالای خورشید، دو صد خدمتکار را به حساب میآورد.
هوش مصنوعی: اگر توجه او را در نظر بگیریم، چیز بیارزش بهتر از گوهر با ارزش اوست. زیرا با قدرت و ثروتی که او دارد، حتی گوهر هم کم ارزشتر از چیز بیارزش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در نگاه مردم، نام او به مانند نام آینهای است که تصویر پادشاه نجف را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: خالد ساکت است، هر چه تو بگویی، بیخود و غیر منطقی جلوه میکند و به زعم دیگران دروغی بیش نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف
دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف
با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت
نخاس باز کرد یکایک در غُرَف
شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر
[...]
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف
بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین
واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف
نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست
[...]
کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف
ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف
چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو
فرزین ملک را بر بود از میان صف
اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید
[...]
افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف
گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف
ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف
در یتیم عشق ترا جان ما صدف
در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد
هر دم هزار قافله دل شده تلف
عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.