گنجور

 
خالد نقشبندی

از روم تا به هند گرفتیم جان به کف

بهر نثار مرقد شه بوعلی شرف

بر وی قسم به جان عزیز مبارزش

کاندر وفاش کرد جوانی خود تلف

هست این غلام را به درش حاجت عظیم

لطفی کنند و باز رهانندش از اسف

باشد در آستانش امید شفاعتی

در حضرتی که یافت ازو هند صد شرف

یمضی علی الصلاح من العمر مابقی

یاوی الی الفلاح من الذنب ماسلف

شاهی به چشم خشم به بحر اربنگرد گهی

بر روی آفتاب شمارد دو صد کلف

نسبت به اعتناش خزف بهتر از گهر

با قوت غناش گهر کمتر از خزف

در چشم اهل دیده، مسماش همچو اسم

آئینه ایست عکس نمای شه نجف

خالد خموش، هر چه تو گوئی به طرز شعر

بی دولتان مبالغه دانندش و صلف

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف

دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف

با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت

نخاس باز کرد یکایک در غُرَف

شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر

[...]

ادیب صابر

ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف

اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف

بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین

واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف

نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب صابر
اثیر اخسیکتی

کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف

ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف

چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو

فرزین ملک را بر بود از میان صف

اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید

[...]

عراقی

افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف

گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف

حسین خوارزمی

ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف

در یتیم عشق ترا جان ما صدف

در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد

هر دم هزار قافله دل شده تلف

عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه