دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
لاله وش شد جگر، از داغ گل اندامی باز
داده ام جان به خیال لب شور انگیزی
دل ربوده ز کفم شیفته بادامی باز
شکرین خنده بتی برده به غارت دینم
کرده در رهگذر هر نگهی دامی باز
هر دم از بهر خدا، باد صبا از سر لطف
برسانش ز من دلشده پیغامی باز
دهد آیا دگرم دست ز مسعودی بخت؟
که برآید ز لب لعل توام کامی باز
وز پس محنت دوری بنشینیم بهم
کنم از درد جدایی گله هنگامی باز
خالد ار خون خوردم نرگس جادوش چه غم؟
لعل میگون ویم می کند اکرامی باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر غم و اندوه ناشی از دوری و عشق را بیان میکند. شاعر از دلتنگی و یاد محبوبی به نام دلارامی میگوید که باعث شده احساساتی مانند درد و شوق در او به وجود آید. او به تأثیر نگاهها و لبخندهای معشوقش اشاره میکند و از پیام آوردن باد صبا برای محبوبش سخن میگوید. در نهایت، شاعر با آرزو و امید به وصال معشوق و پایان درد جدایی میپردازد و به زیباییهای معشوق خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل از یاد کسی که دلنشین و زیب است ناراحت و بیقرار شد و از غم عشقی که شبیه گل است، دل به درد آمده است.
هوش مصنوعی: جانم را به خاطر تصور لبهای شيرين و دلفریب سپردهام، دل من را از دست داده و مجذوب زیبایی بادام شدهام.
هوش مصنوعی: خنده شیرین یک معشوقه به قدری جذاب است که باعث شده ایمان و دینم را در مسیر هر نگاهی که به او بیفکنم، به دمار بکشاند و مرا در دام عشق گرفتار کند.
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر خدا، باد سحرگاهی با رحمت و مهربانی از جانب من پیغامی به او برساند.
هوش مصنوعی: آیا دوباره دستِ بختِ خوب به من میرسد؟ چون از لبان خوش رنگ تو، کامی به دست میآورم.
هوش مصنوعی: بعد از تحمل رنج و سختی ناشی از دوری، به هم مینشینیم و از درد جدایی شکایت خواهیم کرد وقتی که دوباره به هم برسیم.
ای خالد، اگر چشمان سحرانگیزش خونم را ریخت چه باک؟ لبهای سرخ او دوباره به من جان میبخشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.