گنجور

 
خواجوی کرمانی

هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند

یا جفا بر من دلخسته‌ی شیدا نکند

هر که سودای سر زلف تو دارد در سر

این خیال است که سر در سر سودا نکند

چشم شوخت چه عجب گر دل مردم بربود

تُرک سرمست محال است که یغما نکند

وامق آن نیست که گر تیغ نهندش بر سر

سر بگرداند و جان در سر عذرا نکند

ماه کنعانی ما گو ز پس پرده درآی

تا دگر مدعی انکار زلیخا نکند

عاقبت دود دلش فاش کند از روزن

هر که از آتش دل سوزد و پیدا نکند

مرد صاحب‌نظر آن است که تا جان بودش

نتواند که نظر در رخ زیبا نکند

آن سهی سرو روان از سر پا ننشیند

تا من دلشده را بی‌ سر و بی پا نکند

مکن اندیشه‌ی فردا و قدح نوش امروز

کان که عاقل بود، اندیشه‌ی فردا نکند

در بهاران که عروسان چمن جلوه کنند

کیست کو را هوس عیش و تماشا نکند

دل کجا برکند از آن لب میگون خواجو

زان که مخمور به ترک می حمرا نکند

 
 
 
مشکلات اینترنت
اوحدی

دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند

که جفای تو مرا دیده چو دریا نکند

این چنین بیدل و بیچاره که ماییم امروز

کس ندانم که جفا داند و بر ما نکند

بوسه‌ای گر بربودم ز لبت طیره مشو

[...]

خواجوی کرمانی

آنک هرگز نظری با من شیدا نکند

نتواند که مرا بی سر و بی پا نکند

دوش می گفت که من با تو وفا خواهم کرد

لیک معلوم ندارم که کند یا نکند

اگر آن حور پری رخ بخرامد در باغ

[...]

جهان ملک خاتون

از چه رو لعل تو درمان دل ما نکند

چون دلم غیر رخت میل به هر جا نکند

چه کنم با دل سرگشته ی بی آرامم

کز جهان غیر لبت هیچ تمنّا نکند

گوید آن یار جفاپیشه وفا با تو کنم

[...]

اهلی شیرازی

از تماشای تو کس منع دل ما نکند

صورت خوب که بیند؟ که تماشا نکند

پیش ما دار فنا مرتبه معراج است

جز شهید غمت این مرتبه پیدا نکند

پر مکن عیب سیه رویی خورشید پرست

[...]

صائب

رفع دلتنگی من نشأه صهبا نکند

هیچ کس غنچه پیکان به نفس وا نکند

از سپر، تیر قضا روی نمی گرداند

سیل از خانه در بسته محابا نکند

گر شود دامن پیراهن یوسف صد چاک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه