حق انصاف عجب مملکتی مسکن ماست
پیر ما، پیرو ما، رهبر ما، رهزن ماست
ما در این شهر امیریم که از همت دوست
آفتاب فلکی، کودکی از برزن ماست
ما به بازار غمش، جوهریان عجبیم
اشک ما، گوهر ما، دیده ما، مخزن ماست
سنبل زلف تو شد خوشه ما، بی خرمن
واین عجب تر، که همان خوشه ما خرمن ماست
تا دل ما، هدف ناوک مژگان تو شد
نشتر چشم جهان بین فلک سوزن ماست
ما که با خاطر بدخواه به جنگ آمدهایم
عشق او مغفر ما، طرّه او جوشن ماست
ننگ ما، آن که به شیر فلک آریم نبرد
عار ما نیست، که زنجیر تو بر گردن ماست
هر شب اندر غم آن ماه، ز اشک انجم،
افسرا، روی سپهر است که چون دامن ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و پیوندهای انسانی در جامعهای است که عشق و دوستی در آن اهمیت ویژهای دارد. شاعر به زیباییهای جهان و تأثیر آن بر دلها اشاره میکند. او به جنگ با ناخواستهها و با قلبی پر از عشق سخن میگوید و تأکید میکند که ارزشها و احساسات بزرگتر از سختیها و چالشهای زندگی هستند. در نهایت، شاعر به غم و اندوهی که از جدایی و دوری از معشوق ایجاد میشود، میپردازد و شب را نمادی از این اندوه میسازد.
هوش مصنوعی: در این سرزمین، انصاف و حقیقت به طوری عجب و غیرقابل باور وجود دارند. اینجا محل زندگی ماست؛ جایی که هم بزرگترهایمان را داریم و هم کسانی که از ما پیروی میکنند. در عین حال، رهبران و افراد فریبنده نیز در اینجا حضور دارند.
هوش مصنوعی: ما در این شهر ابهتی داریم که به خاطر تلاش و دوستی، ستارهای روشن در آسمان، مانند کودکی از محلهیمان به چشم میآید.
هوش مصنوعی: ما در بازار غم او، به جوهرهایی که داریم، افتخار میکنیم. اشکهای ما مانند گوهر هستند و چشمهایمان محل نگهداری این گنجینهاند.
هوش مصنوعی: عطر زلف تو برای ما مثل خوشهای از گندم شده است، بدون اینکه ما مزرعهای داشته باشیم. عجیبتر اینکه، همان خوشه برای ما خود به نوعی مزرعه محسوب میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل ما هدف تیر مژگاه تو قرار گرفت، چشم جهانبین ما، همچون سوزنی در آسمان است.
هوش مصنوعی: ما که با نیت بدخواهی به میدان آمدهایم، عشق او سپر ماست و موهای او زره ما میباشد.
هوش مصنوعی: ما از اینکه با قدرت آسمانی به مبارزه بپردازیم شرمسار نیستیم، زیرا زنجیر زحمت و محدودیت تو بر گردن ماست و این باعث ننگ ما نیست.
هوش مصنوعی: هر شب به یاد آن ماه دلفریب، اشکهای آسمان بر چهره زمین میریزد و این حالت مانند دامن ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست
ساحت کون و مکان گوشه ای از مسکن ماست
چشم بر بند و به ظلمتکده ی فقر در آی
تا ببینی که فروغ فلک از روزن ماست
چشمه ی کوثر و آن باغ دلارای بهشت
[...]
چشم بربند و به ظلمتکدهٔ فقر درآی
تا ببینی که فروغ فلک از روزن ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.