آن که در عشق بتان هر نفسش فریاد است
نیست عاشق، هوسی دارد و بی بنیاد است
عجب ازمرحله عشق بتان است بسی،
ای بسا شیر، که آهو بچه اش صیاد است
ز اشتیاق لب چون شکر شیرین، خسرو
جان شیرین ندهد، ور بدهد فرهاد است
آن پری رخ که دل عاقل و دیوانه ربود
آدمی نیز مخوانش که فرشتی زاد است
گویمش پیر غم عشق توام، رحمی کن
گوید از درگه ما، بنده پیر آزاد است
رگ لیلی زد و خون از دل مجنون بگشود
نیش عشق استف نه این نیشتر فصاد است
کمتر از کودک یک ساله بود در ره عشق،
مفتی عقل، گرش مرحله در هفتاد است
شاد زی، ای که ز دست غم تو، افسر را
خاطری زار و تنی خسته، دلی ناشاد است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و عشقورزی میپردازد و نشان میدهد که عشق واقعی فراتر از هوس و خواهشهای بیپایه است. شاعر از دشواریها و چالشهای عشق میگوید و بیان میکند که حتی موجودات قوی میتوانند قربانی جذابیت عشق شوند. او به زیباییهای عشق اشاره کرده و میگوید که عشق میتواند انسان را آزاد یا اسیر کند. در نهایت، شاعر از رنجکشیدن در عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق به روح و جسم انسان لطمه میزند و انسان را در دلتنگی میگذارد.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق معشوقان همیشه فریاد میزند، در واقع عاشق واقعی نیست، بلکه فقط هوس دارد و عشق او اساس و بنیاد ندارد.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که عشق و زیبایی در دنیا وجود دارد، گاهی اوقات اوضاع به گونهای رقم میخورد که موجودات قوی و نیرومند، به طرز غیرمنتظرهای در معرض شکار و آسیب قرار میگیرند. به عبارتی دیگر، حتی قویترینها هم ممکن است در برابر زیباهایی که دوست دارند، آسیبپذیر شوند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و علاقهای که به لبهای شیرین و شکرین دارم، جانم همچون خسرو ارزشمند است و جانم را برای آن نمیدهم، مگر اینکه کسی مثل فرهاد باشد که این فدای حقیقتی واقعی و عمیق باشد.
هوش مصنوعی: آن دختر زیبا که دل هر عاقل و دیوانهای را میرباید، انسان هم نمیتواند او را صرفاً یک آدمی بخواند؛ او به قدری فرشتهگونه و باورنکردنی است که شایسته نامی فراتر از انسان است.
هوش مصنوعی: به او میگویم که من به خاطر عشق تو غمگین و پیر شدهام، لطفی کن به حال من. او میگوید که در درگاه ما، بندهای که سالخورده است، آزاد است.
هوش مصنوعی: دل مجنون تحت تأثیر عشق لیلی قرار گرفته و به شدت آسیب دیده است. این عشق چون زخم عمیق و دردناکی است که در روح او نفوذ کرده و نمیتوان آن را به سادگی فراموش کرد. عشق، نه یک زخم عادی که به زودی التیام یابد، بلکه جراحتی است که ماندگار و عمیق است.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، او به اندازه یک کودک یک ساله تجربه داشت، هرچند که از نظر سن و سال در جایگاهی بالا قرار داشت.
هوش مصنوعی: شاد باش، ای کسی که به خاطر غمت، تاجداران و بزرگان دلهاشان غمگین و تنهایشان خسته شده و دلهایشان شاد نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست
که جهان خرم و سلطان جهان، دلشاد است
خوش برآ، چون خط دلدار، که در دور قمر
همه اسباب خوشی، دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود
[...]
هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است
الم و درد تو سرمایه روح و راحت
ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است
عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است
[...]
سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
[...]
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
صد ره این بست و گشادم بر یاد است
گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار
بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است
آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است
[...]
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است
چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان
برطرف کی شود آن عیب که مادرزاد است
گر نمیرم، همه شب شمع صفت می میرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.