گنجور

 
افسر کرمانی

ای لب لعل تو روح بخش مسیحا

وی به روان بخشی از مسیح معلاّ

زهر به جام ار کنی، تو با همه تلخی

خوب تر آید مرا ز شهد مصفا

خاک تو بر فرق، به که تاج به تارک

سر به سرای تو، به که پا به ثریا

مهر به من بنگرد به دیده حسرت

گر به تو باشد مرا نگاه چو حربا

رنج تو بر جان ما کم است و محقر

درد تو بر جان ما خوش است و مهنا

صبح وصال تو، بامداد همایون

روز فراق تو، شام تیره یلدا

از تو منور چراغ معنی هستی

وز تو مصوّر وجود صورت اشیا

دامن جاهت ز شرح و وصف منزه

پایه ذاتت ز چون و چند مبرّا

افسر و مدحت، زهی بزرگ جسارت

پشه و آنگاه، لاف عرصه عنقا

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

عاقبت کار نیک باید فردا

عاقبت کار، نیک باشد حقا

روی نهاده‌ست کار شاه به بالا

دیدهٔ ما روشنست و کار هویدا

امیر معزی

باغ شد از ابر پر ز لؤلؤ لالا

راغ شد از باد پر ز عنبر سارا

شد به هوا درگسسته رشتهٔ گوهر

شد به زمین برگشاده اَزهَر دیبا

کوه ز لاله‌گرفت سرخی بُسََّد

[...]

سعدی

اول دفتر به نام ایزد دانا

صانع پروردگار حی توانا

اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم

صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

از در بخشندگی و بنده‌نوازی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
قاسم انوار

بس بمساجد شدیم بهر تولا

مسجد اقصی کجاست؟ مسجداقصا؟

مسجد اقصای ماست بلده طیب

مسجد اقصی کجاهاست؟ «دنی فتدنا»

مسجد اقصی ظهور قدس تجلی

[...]

امیرعلیشیر نوایی

ای به گلستان هزار نرگس شهلا

در گل گلزار عارضت به تماشا

لاله و گل از تجلی تو به خوبی

قمری و بلبل ز شوق تو به علالا

در رخ روز از رخ تو بارقه مهر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه