خلاف تلخکامیهای دیرین
بیا، بوسی بده ای جانِ شیرین
کرم کن، تا بیفزاید به دولت
تو شاه حسن و من درویش مسکین
زنخدانی که دارد، بارک الله
ندارد این لطافت سیب سیمن
کجا عنبر، چون آن زلف شبه گون
کجا مرجان، چو آن لعل می آگین
ملک باشد لطیف، اما نه چندان
پری باشد نکو، اما نه چندین
به شعر افسر و زیبایی او،
ملکها، در فلکها، برده تحسین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان زیباییها و لطافتهای محبوبش میپردازد و از غمهای گذشته فاصله میگیرد. او از محبوبش میخواهد که با بوسهای محبت و خوشی را به زندگیاش بیاورد. شاعر میگوید که محبوبش با لطافت و زیباییاش همچون سیب و مرجان است و او هرگز این زیبایی را در دیگران نمیبیند. همچنین او به این نکته اشاره میکند که هرچند شخصیتهای زیبا وجود دارند، اما هیچکس به اندازه محبوبش دلربا نیست. اشعار او تحسین و ستایش ملکها را به دنبال دارد.
هوش مصنوعی: ای جان عزیزم، بیایید برعکس خوشیها و شیرینیهایی را که در گذشته نداشتهایم، حالا همدیگر را ببوسیم.
هوش مصنوعی: لطفاً با مهربانی رفتار کن، تا اینکه این ویژگی خوبی که داری، باعث خوشبختی تو و همچنین بهبود وضعیت من به عنوان یک فرد بینوا شود.
هوش مصنوعی: زنی که دارای زلف و زیبايي است، به راستی زیبایی خاصی دارد که حتی سیب سیمن نیز به آن لطافت نمیرسد.
هوش مصنوعی: عطر عنبر چه جایی دارد، وقتی زلفی به زیبایی زلف یار است؟ و کجا میتوان به سراغ مرجان رفت، وقتی لعل (مروارید) درخشان مانند آن است؟
هوش مصنوعی: فرشتهای باشد زیبا و لطیف، اما نه آنقدر که خیلی شگفتانگیز باشد. زیبایی دارد، اما به حدی نیست که بسیار چشمگیر به نظر بیاید.
هوش مصنوعی: زیبایی و هنر شعری او چنان فوقالعاده است که مایهی تحسین و احترام سایر پادشاهان در آسمانها شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگه کن آب و یخ در آبگینه
فروزان هر سه همچون شمع روشن
گدازیده یکی دو تا فسرده
بیک لون این سه گوهر بین ملون
غریبی می چه خواهد یارب از من؟
که با من روز و شب بسته است دامن
غریبی دوستی با من گرفتهاست
مرا از دوستی گشتهاست دشمن
ز دشمن رست هر کو جست لیکن
[...]
شبی گیسو فروهشته به دامن
پلاسین معجر و قیرینه گرزن
بکردار زنی زنگی که هرشب
بزاید کودکی بلغاری آن زن
کنون شویش بمرد و گشت فرتوت
[...]
همیدون شخّهای کوه قارن
به چشمش همچنان آید که گلشن
ز مویش خانه گردد سنبلستان
ز رویش بوستان گردد شبستان
چو مشگین زلف پیش باد دارد
شود زو باغ و بستان سنبلستان
سپاه مهر او بر من بتازد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.