گنجور

 
افسر کرمانی

به ترک ساقی و صهبا، هزار توبه ببستم

چو چشم مست تو دیدم، دوباره توبه شکستم

بگو به ساقی مجلس، به دور ما ندهد می

که من ز باده لعلش، خراب و بی خود و مستم

فروغ باده چو دیدم در آبگینه صافی

هزار توبه خارا، چو آبگینه شکستم

عقاب عشق چو بر من فکند بال عنایت

ز پای طایر مسکین عقل رشته گسستم

دمی بهم نزدم چشم، بر امید خیالش

به شام تیره غم در بروی دوست نبستم

به عشق مهر جبینی فشانم اشک چو کوکب

به یاد طلعت ماهی، همی ستاره پرستم

اگر چه بند ز پایم گشود و کرد ترحم

سرفرار ندارم که از کمند نجستم

ورا ز سیب زنخدان، ربودمی دو سه بوسه

دمی به سرو بلندش اگر رسیدی دستم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم

خبر دهید به جانان که دل برفت ز دستم

ز بس که این دل خون گشته در دوید به چشمم

نایستاد دلم تا میان خون ننشستم

هزار شب رود و من به خواب چشم نبندم

[...]

اوحدی

اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که: مستم

مرا ازان چه تفاوت؟ که رند بودم و هستم

مرا چه سود ملامت؟ به یاد بادهٔ روشن

که پند کس ننیوشم کنون که توبه شکستم

اگر چه گوشه گرفتم ز خلق و روی نهفتم

[...]

بابافغانی

قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم

ز جام جرعه چه خیزد سرقرابه شکستم

گهی شکایت مستی و گاه طعنه ی توبه

نرسته ام ز زبانها بهر طریق که هستم

بمجلسی که رسیدم سپند بودم و آتش

[...]

بیدل دهلوی

به سعی ضعف ‌گرفتم ز دام خویش نجستم

بس است این که طلسم غرور رنگ شکستم

ز بس که سرخوشم از جام بی‌نیازی شبنم

بهار شیشه به رویم شکست و رنگ ببستم

سراغ گوشهٔ امنی نداشت وادی امکان

[...]

سحاب اصفهانی

امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم

به صد امید وفائی که دل به مهر تو بستم

برای بستن عهدی که از نخست شکستی

چه عهدها که به عهد تو سست عهد شکستم

اگر چه نیست امیدی به عهد سست تو اما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه