اساس قصر ازین خوبتر توان افکند
که دست همّت این صدر کامران افکند
نخست بار که اقبال باز کرد درش
سعادت آمد و خود را در آستان افکند
علوّ کنگرۀ او بدان مقام رسید
که آسمانرا از چشم اختران افکند
شب سیاه فروغ بیاض دیوارش
مؤذّ نانرا از صبح در گمان افکند
ستاره های فلک جمله آفتاب شدند
چو شمسه هاش اشعه بر آسمان افکند
چنان زاوج دوپیکر گذاره کرد سرش
کز افتراق دویی در میانشان افکند
بر آشکوب نخستینش دست فکرت من
بزیر پای فلک را چو نردبان افکند
خوشی چو از دل اهل هنر بتنگ آمد
بحیله حیله تن خود درین مکان افکند
همی ندانم تا نیکویی چه نیکی کرد
که دولتش بچنین جای دلستان افکند
بخود فروشد صد بار، وهم دور اندیش
که تا کمند نظر چون برو توان افکند
ز فخر سر بفلک می کشد چنین خاکی
که خواجه پرتو اقبال خود بر آن افکند
چو روشنیّ و بلندی زرای خواجه گفت
عجب که سایه برین تیره خاکدان افکند
قصور خویش بدیدند ساکنان بهشت
چو فّر خویش برین قصر و بوستان افکند
بدست عجز فلک طاق کهنۀ اطلس
فراز سطحش در پای پاسبان افکند
چو خشت عرصۀ او داشت رنگ فیروزه
فلک به مغلطه خود را در آن میان افکند
غریم حادثه دامن نگیردش هرگز
کسی که رخت درین کعبۀ امان افکند
بر آسمان چه کند خاک اگر نه آنستی
که پیش خواجه فلک خاک بر دهان افکند
خدایکان صدور زمانه رکن الدّین
که دست منّت بر هر که در جهان افکند
فراخ بخشش دریا دلی که همّت او
غریو و زلزله در جان بحر وکان افکند
بفّر دولت او پشت راست کرد چو تیر
عنایتش چو نظر برخم کمان افکند
نسیم نفحۀ خلقش ببوی هو نفسی
بسا که مشک خطا را ز خان و مان افکند
ضمیر روشنش از آب دولت خویش
هزار قرصۀ خورشید را زنان افکند
چگونه گویم مدحش که دست حشمت او
نفوس ناطقه را عقده بر زبان افکند
اگر بقای ابد یابد او بجای خودست
که تخت سکنی در عرصۀ جنان افکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک شخصیت برجسته و قدرتمند پرداخته است. شاعر در این اشعار به ویژگیهای عظمت قصر و شکوه داراییهای آن اشاره میکند. او به زیبایی و بلندی قصر، نور و روشنایی آن، و سعادت و موفقیتی که به همراه آورده است، اشاره دارد. همچنین بیان میکند که چگونه این شخصیت، با قدرت و همت خود، دستاوردهایی را ایجاد کرده که حتی آسمانها را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر در نهایت از عظمت روح و بخشش این شخصیت میگوید و اینکه چگونه او در دل مردم جایگاه ویژهای دارد و بر زندگیهای دیگران تأثیر مثبت گذاشته است. این مدح به نوعی تقدیر از وجود درخشان و اثرگذار او در جامعه است.
هوش مصنوعی: بنا کردن قصر و کاخ از این بهتر ممکن است، زیرا اراده و تلاش این فرد موفق توانسته چنین کاری انجام دهد.
هوش مصنوعی: در آغاز که شانس در را به روی من گشود، خوشبختی آمد و خود را در مقابل من قرار داد.
هوش مصنوعی: بلندای کنگرهی او آنقدر زیاد است که ستارهها نمیتوانند آن را ببینند و آسمان از دید آنها پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در شب تاریک، نور سفیدی که از دیوار میتابد، به صبح نزدیک میشود و به نظر میرسد که نان را به فکر میآورد.
هوش مصنوعی: تمام ستارههای آسمان به مانند خورشید روشن شدند و پرتوهای نورشان بر آسمان پاشیده شد.
هوش مصنوعی: چنان پیوندی میان دو جسم برقرار کرد که سر آن، از جدایی آن دو، در میانشان افتاد.
هوش مصنوعی: فکر من در آغاز غزلش همچون نردبانی زیر پای آسمان گسترده شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که خوشی از دل هنرمندان دور میشود و در تنگنا قرار میگیرند، به این فکر میافتند که با نیرنگ و فریبی، خود را در این مکان بگذارند و به نوعی خود را حفظ کنند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه خوبی و نیکی در کار بوده است که سرنوشت او را در این مقام و جایگاه خوشایند قرار داده است.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه در افکار دور و دراز خود غرق است، بارها خود را فریب میدهد؛ زیرا نمیتواند به این فکر کند که اگر به اطراف نگاه کند، ممکن است به راحتی در دام عواطف و واقعیات زندگی بیفتد.
هوش مصنوعی: این خاکی که در آن زندگی میکنیم، آنقدر ارزشمند است که سر آن به آسمان میرود. زیرا شخص بزرگواری، با نیکبختی و توجه خود، بر آن نورافشانی کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که نور و بلندی زر را دیدند، تعجب کردند که چگونه این نور بر روی این زمین تیره سایه انداخته است.
هوش مصنوعی: ساکنان بهشت، اشتباهات خود را مشاهده کردند، همانطور که فر دلبند خود را در این قصر و باغ رها کردند.
هوش مصنوعی: در اثر ناتوانی آسمان، طاق قدیمی آسمان بر روی زمین افتاده است و مانند نگهبانی در زیر پای آن قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان مانند کفشپوشی رنگی و فیروزهای شده بود، آن را با ترفندی در میان این بازی زیبا به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: کسی که خود را به کعبه پناه داده و از دنیا و مشکلات دوری گزیده، هرگز گرفتار وقایع تلخ و ناگوار نخواهد شد.
هوش مصنوعی: خاک بر روی آسمان چه اثری میتواند داشته باشد، اگر آن شخصی که در پیشگاه خداوند است، خاک را به دهانش بیندازد؟
هوش مصنوعی: خداوندانی که بر دوران حکومت میکنند، اساس دین هستند و با لطف خود به هر کسی در این جهان کمک میکنند.
هوش مصنوعی: کسی که دل بزرگی دارد و بخشش او همچون دریا وسیع است، میتواند تأثیر عمیقی بر دیگران بگذارد و شور و هیجانی را در وجود آنها ایجاد کند.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت او همچون تیر خیر و برکتش، به طور مستقیم به سوی هدف میرود و توجهش همچون کمان، به طور دقیق و هدفمند به دیگران میرسد.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبوی او به مشام میرسد، بویی که ممکن است عطر خوش مشک را از خانه و دیار خود دور کند.
هوش مصنوعی: ضمیر پاک و روشن او به واسطه نعمتها و موهبتهای زندگیاش، این قدر درخشان و نورانی است که میتواند هزاران دانه خورشید را تحتالشعاع قرار دهد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم ستایش او را بیان کنم در حالی که قدرت و عظمت او باعث شده است که روحهای انسانی از شگفتی به سخن بیایند و افکارشان را به زبان آورند.
هوش مصنوعی: اگر او برای همیشه باقی بماند، جایگاهش در بهشت مشخص خواهد شد و جایگاه خود را در آنجا مییابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه پرتو است که اقبال در جهان افکند؟
چه غلغل است که دولت در آسمان افکند؟
غبار موکب شاه است یا نسیم بهشت؟
که بوی امن و امان در مشام جان افکند؟
همای رایت او سر به سدره در ناورد
[...]
قضا چو مسند اقبال در جهان افکند
به عزم داوری شاهکامران افکند
ابو الشجاع حسن شه که شیر گردون را
مهابتش تب و لرز اندر استخوان افکند
تهمتنی که به یک چین چهره سطوت او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.