آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
از خریت شد اسیر منجلاب آب و گل
می خورم هر لحظه زخم تازه ای زان چشم شوخ
بسکه از هر جنبش مژگان زند ناخن به دل
اختلاط زاهد افسرده با اهل نشاط
سخت ناچسبان بود چون خنده بر روی خجل
ننگ از افعال زشتت می کند دیو رجیم
وای اگر جویا ز کار خود نباشی منفعل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقاد از سبکمغزی و نادانی میپردازد که انسان را به اسیری در دنیا و امور مادی و نفسانی میکشاند. او از زخمهایی که از نگاههای شیطانی و رفتارهای ناشایست دیگران میخورد، صحبت میکند و احساس میکند که بین زاهدان بیاحساس و اهل نشاط دچار تضاد و ناچسبی است. در پایان، شاعر هشدار میدهد که انفعال در برابر اعمال ناپسند چه عواقبی دارد و بر اهمیت خودآگاهی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر سادگی و نادانیاش به لباس پر زرق و برق و ظاهری دل خوش کرده، در حقیقت در باتلاق مشکلات و سختیها گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه از نگاه دلربا و شوخ تُو، زخمی جدید بر دل من ایجاد میشود؛ چون هر بار که مژگان تو حرکت میکند، ناخنهایش به دل من میزند.
هوش مصنوعی: مخلوط شدن شخص زاهد و دلزده با افرادی که شاداب و پر نشاط هستند، بسیار ناخوشایند و ناپسند است، مانند زمانی که لبخند بر چهرهای شرمگین ظاهر شود.
هوش مصنوعی: اگه از کارهای زشتت شرمنده نیستی، دیو پلید تو را بیشتر به خود میکشد و وای بر تو اگر از اعمال خود خبر نداشته باشی و هیچگونه عملی انجام ندهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
باد مشک افشان درختان را همی بندد حلل
ساخته چون لحن مطرب فاخته دستان بسرو
خاسته چون بانگ عاشق ناله کبک از قلل
در چمن چون ساقیان گلبن همی دارد قدح
[...]
آفتاب شرق و غرب آن سرور نیکو نهاد
کز جمال روی خوب او بود مه را جمال
خسرو سیارگان بیرون شد از برج حمل
برج تو از فر خسرو یافت مقدار و محل
مال و گنج گاه قسمت کرد بر سهل و جبل
بست بستان را از گوهرهای گوناگون جلل
از جواهر شد مرصع باغ و بستان زین قبل
[...]
خاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب
فکرتی تیز و ذکایی رام و طبعی بیخلل
ای دریغا نیست ممدوحی سزاوار مدیح
وی دریغا نیست معشوقی سزاوار غزل
آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
ای بنور رای روشن کرده اسرار ازل
بر فراز بام قدرت هندوی چوبک زنست
پاسبان قلعه هفتم که خوانندش ز حل
چون بپرواز اندر آمد خامه سر سبز تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.