ظل شه را چو زری سوی صفاهان شد رای
چرخ گردید زمین سای و زمین چرخ آسای
زیر خرگاه وی از بخت هزاران بختی
گرد اردوی وی ازچرخ دوصد پرده سرای
چهر خورشید همی تافت زآئینه پیل
بانگ ناهید همی خاست زآهنگ درای
هرکجا کرد مکان شد چو ارم محنت کاه
هر کجا گشت مکین شد چو حرم مجد افزای
ای بسا پهنه که شد صارم او پیل افکن
ای بسا بیشه که شد نیزه او شیر ربای
ری بنالید که مشتاق توام زود مپوی
جی ببالید که مفتون توام دیر مپای
او همی رفت و همی بخت دویدش درپی
او همی راند و همی چرخ فتادش برپای
بخت گفتا که غریبم مگذار و مگذر
چرخ گفتا که به خلیم بگمار و بگرای
شه بدلداری بخت و بطرف گیری چرخ
هر دو را گشت بظل علمش راهنمای
سرکشانش بپذیرائی و از بیم و امید
گاه از راه گریزان وگهی ره پیمای
این بدان گفت که ازسطوت او ترس و مرو
آن بدین گفت که بر رافت او بین و بیای
این دژم حال که خود را که برد نزد نهنگ
اف اگر حمله اش ازخشم شود کام گشای
آن فرحناک که سودیست اگر زین دریاست
وه اگر موجه اش از مهر شود گوهر زای
شاه نیز از قبل فطرت خود در این فکر
که چسان از دل هر قوم شود غم فرسای
گه بتدبیر که افزوده کند گنج غنی
گه بتمهید که بزدوده کند رنج گدای
همتش را سرآبادی در ملک ملک
غیرتش را دل آزادی برخلق خدای
شب و روزی دو بدینگونه یکران انگیخت
شد صفاهان را چون پیش نزاهت بخشای
برسر تخت چو خورشید فرا رفت بر او
من چو برجیس بدین چامه شدم مدح سرای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف پادشاهی میپردازد که با اقتدار و قدرت خود به صفاهان میرسد. در این مسیر، چرخ گردون و بخت نیز به او کمک میکنند. پادشاه به همراه بخت و چرخ، دست به کارهایی میزند که سبب خوشحالی و آبادانی میشود. او به فکر مردم و تأمین امنیت و رفاه آنان است و به گونهای تلاش میکند که غم و رنج را از دلها پاک کند.
شاعر با بیان زیباییها و قدرت پادشاه، از او به عنوان خورشیدی یاد میکند که بر تخت نشسته و به آبادانی سرزمینش میپردازد. در نهایت، شاعر خودش را به عنوان مداح و ستایشگر این پادشاه برمیشمارد.
هوش مصنوعی: وقتی که سایهی پادشاهی به سمت اصفهان رفت، تقدیر سرنوشت دنیا را تغییر داد و زمین در زیر چرخ زمان به آرامش رسید.
هوش مصنوعی: در زیر چادر او، بختهای بسیاری وجود دارد و گرداگرد خیمهگاهش، پردههایی از سرنوشتها و اتفاقات متعدد آویزان است.
هوش مصنوعی: خورشید از آینه میتابد و روشنایی خود را به نمایش میگذارد و صدای ناهید (الهه عشق و زیبایی) نیز از موسیقی و آهنگ به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: هر جایی که او قرار گرفت، آنجا مانند بهشت شد و زمانی که به آن مکان وجود او رسید، مانند جایگاه بزرگ و باعظمت گردید.
هوش مصنوعی: بسیاری از مکانها بودند که او مانند یک فیل عظیمالجثه، قدرتش را به نمایش گذاشته است و همچنین، جنگلهایی وجود داشتند که او مانند شیری قوی و دلاور، به شکار میپرداخت.
هوش مصنوعی: به زودی شکایت کن که من خیلی مشتاق تو هستم، زودتر بیا. و همچنین، به آرامی بر خود مغرور نشو که من مدتهاست به تو دل باختهام.
هوش مصنوعی: او در حال حرکت بود و بخت نیز در تعقیبش بود، بخت به دنبالش میدوید و دور چرخ زندگیاش بر پای او سقوط کرد.
هوش مصنوعی: سرنوشت میگوید که من تنها هستم، مرا ترک نکن و عبور نکن. و فلک جواب میدهد که به درستی باید برای آیندهات کوشش کنی و به سمت هدفهایت حرکت کنی.
هوش مصنوعی: پادشاه به دلیل شایستگی و دانش خود، هم بخت خوبی دارد و هم از چرخ آورده تقدیر به خوبی بهرهمند میشود و این دو را با سایه علمش هدایت میکند.
هوش مصنوعی: افراد سرکش و خودسر را بپذیر و از ترس و امید آنها گاهی راه را تغییر میدهند و گاهی به راه میافتند.
هوش مصنوعی: این شخص به همدیگر میگوید که از قدرت او نترسید و به خاطر مهربانی او، به پیش بیایید.
هوش مصنوعی: این شاعر به نوعی میگوید که در شرایط ناگوار و دشوار، بهتر است که خود را از خطرات و حملات دور نگهداریم و اگر هم با خشم و شدت به ما حمله شد، باید آماده برخورد و مقابله باشیم. البته اشاره به اینکه در این نبرد، باید به حفظ آرامش و کنترل بر قَدَر و احساسات خود توجه کرد.
هوش مصنوعی: آن شادیبخش که از این دریا بهرهای دارد، اگر امواج آن از عشق شکل بگیرد، همچون گوهر زاینده خواهد بود.
هوش مصنوعی: شاه به طور طبیعی در اندیشه است که چگونه میتواند غم و اندوه را از دل هر قوم برطرف کند.
هوش مصنوعی: گاهی انسان با تدبیر و برنامهریزی میتواند بر ثروت و داراییهای خود بیفزاید و گاهی با مهارت و تدبیر میتواند مشکلات و رنجهای یک گدا را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: کسی که دارای اراده و عزم راسخ است، میتواند به شکوفایی و آبادانی سرزمینش کمک کند، و همچنین دلش آزاد و رهاست چون برای خلق و خالق اهمیت قائل است.
هوش مصنوعی: شب و روز به این شکل، در صفاهان نشاط و شادی را به وجود آوردند، گویی که مانند یک پیشامد خوش به بار آمدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی بر فراز تخت نشستم و مانند خورشید درخشیدم، من نیز به مانند برجیس (موجود افسانهای) به وصف و ستایش او پرداختم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای
تا کجا پرزند امسال و کجا دارد رای
وقت آن شد که به دشت آید طاوس و تذرو
تاشود بر سر شخ کبک دری شعر سرای
نیز در بیشه و در دشت همانا نبود
[...]
ای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدای
شکر بادا که ترا داد بما باز خدای
جان و دل باز نیامد بتن خسته ما
تا ترا باز نیاورد جهاندار بجای
چو شبانی تو و ما چون رمه و فتنه چو گرگ
[...]
ویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
یا بهشتی که به دنیات فرستاد خدای
گر به عینه نه بهشتی نه جهانی که جهان
عمر کاهست و تو برعکس جهان عمرفزای
نیلگون برکهٔ عنبر گل بسد عرقت
[...]
چیست آن جرم مربع بفلک ساخته جای
آنکه دارد ز شرف بر سر نه گردون پای
خال رخساره دین چتر سر خسرو شرع
نقطه نون نبوت علم علم فزای
مردم چشم شریعت حجرالاسود عقل
[...]
تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
در همه تبریز اندهکدهای بینم جای
او بدین یک درهٔ خویش تکلف نکند
تو بدین ششدرهٔ خویش تفاخر منمای
ماه در هفت فلک خانه یکی دارد و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.