کای باقبال جهانگیر و ممالک پیمای
وی مصور ز رخت معنی تایید خدای
تخت از صولت کام تو بود کیوان پوی
تاج از دولت فرق تو بود فرقدسای
گرد گوی دم اسبت مه افلاک مسیر
گرد نعل سم خنگت گل خورشید اندای
باد باسیر سمند تو یکی بیهده گرد
عقل با ذوق سلیم تویکی هرزه درای
هرشب از سهم کیی کاخ شکوهت مریخ
پرد از خواب چنان کش شکند طاق سرای
هردم از رعب کله گوشه قدرت کیوان
بجهد از جای چنان کش گسلد بند قبای
کلک بشکست قضا دفتر پیچید قدر
هربلد را که شد اخلاق تو فرمان فرمای
مهر خاور را در محضر تو سر برسنگ
جند اختر را درکشور تو پا درلای
کیست فردوس که نبود بر بزمت مدهوش
چیست دوزخ که نماند گه رزمت دروای
ابر اگر با تو رود اوج بگو باد مسنج
بحر اگر با تو زند موج بگو آب مسای
تا موالید سه و عقل ده و ارکان چار
بر درت هفت فلک یک جهتی پشت دوتای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و شکوه فردی به نام کای باقبال است که به عنوان یک پادشاه و فرمانروا توصیف شده است. او به تایید خداوند و قدرت الهی مجهز است و دنیای او تحت تاثیر قدرت و بزرگیش قرار دارد. تخت و تاج او نمادهای سلطنت و دولت هستند و با ستارگان و آسمانها ارتباط دارند.
در ادامه، اشاره به قدرت او و تأثیرش بر زمین و آسمان میشود، به گونهای که دیگران از قدرت او میهراسند. او به گونهای توصیف میشود که گویا هر چیزی که تحت فرمان اوست به شکوه و عظمت او افزوده میشود. در نهایت، شاعر به مقایسهی او با بهشت و جهنم میپردازد و به این نکته اشاره میکند که هیچ مکان و وضعیتی نمیتواند با عظمت او رقابت کند. این شعر نشاندهنده یکتا بودن و شوکت بینظیر او در مقابل سایر پادشاهان و سرداران است.
هوش مصنوعی: ای کسی که با خوششانسی به مکانیسمهای جهانی و سرزمینهای گوناگون تسلط داری، چهرهات نمادی از تأیید خداوند است.
هوش مصنوعی: تخت سلطنت از قدرت و جذبه تو بهوجود آمده و کیوان (مشتری) از نعمت و خوشبختیای که بر سرت هست، تاج را به دوش میکشد.
هوش مصنوعی: اطراف گردن اسب تو همچون گوی آسمانی است و مسیر نعلهایش مانند خورشید درخشان و زیباست.
هوش مصنوعی: باد در کنار سمند تو، بیهوده است و عقل با ذوق صحیح تو نیز در کنار آن بیمعنا میشود.
هوش مصنوعی: هر شب از سهم کیهانی، کاخ زیبای تو مانند مریخ از خواب بیدار میشود، چنان که گویی طاق خانه را میشکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه، از ترس و هیبت قدرت کیوان، تکیهگاه خود را رها میکند و مانند این است که بند لباسش را میکشد و میافتد.
هوش مصنوعی: قضا و قدر در هم ریخت و سرنوشت هر کس را به دست اخلاق تو سپرد.
هوش مصنوعی: در حضور تو، خورشید خاور را به زمین میکوبم و ستارههای شب را در سرزمین تو به پا میگذارم.
هوش مصنوعی: کیست که در بهشت مست نکرده باشد؟ و چه کسی است که در آتش دوزخ نمیسوزد؟
هوش مصنوعی: اگر ابر به همراه تو به آسمان برود، به او بگو که باد همراهت نباشد. و اگر دریا با تو امواجش را به حرکت درآورد، به او بگو که آب در نوسان است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که سه چیز به دنیا آید، عقل به ده برسد و چهار رکن در کنارت باشد، هفت آسمان به یک سمت و پشت دو تا باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای
تا کجا پرزند امسال و کجا دارد رای
وقت آن شد که به دشت آید طاوس و تذرو
تاشود بر سر شخ کبک دری شعر سرای
نیز در بیشه و در دشت همانا نبود
[...]
ای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدای
شکر بادا که ترا داد بما باز خدای
جان و دل باز نیامد بتن خسته ما
تا ترا باز نیاورد جهاندار بجای
چو شبانی تو و ما چون رمه و فتنه چو گرگ
[...]
ویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
یا بهشتی که به دنیات فرستاد خدای
گر به عینه نه بهشتی نه جهانی که جهان
عمر کاهست و تو برعکس جهان عمرفزای
نیلگون برکهٔ عنبر گل بسد عرقت
[...]
چیست آن جرم مربع بفلک ساخته جای
آنکه دارد ز شرف بر سر نه گردون پای
خال رخساره دین چتر سر خسرو شرع
نقطه نون نبوت علم علم فزای
مردم چشم شریعت حجرالاسود عقل
[...]
تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
در همه تبریز اندهکدهای بینم جای
او بدین یک درهٔ خویش تکلف نکند
تو بدین ششدرهٔ خویش تفاخر منمای
ماه در هفت فلک خانه یکی دارد و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.