چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین
شنو دیگر حکایتهای شیرین
که چون او در مداین ساخت منزل
نبودش یک زمان آرام در دل
سراسر حال خسرو کرد معلوم
که از پیش پدر چون رفت زان بوم
دلش آگاه شد کان شاه نیکو
به ارمن شد برای دیدن او
دگر روشن شدش مانند مهتاب
که آن شه بود کو را دید در آب
سرافکند از تغابن نیک در پیش
چو گیسویش فرو پیچید بر خویش
پس آنگه سر برآورد از سر درد
بزد آهی و راز خود عیان کرد
به مه رویان خسرو گفت کاکنون
طریق کار من زین هست بیرون
که قصری بهر من در کوه خارا
بسازند و مرا آنجا بود جا
رهی بی بن که هیچش سر نباشد
هوایی بد کزان بدتر نباشد
روم آنجا من از مردم بریده
نیاید سوی من هیچ آفریده
شوم یک چند گاه از مردمان گم
که پنهان به پری از چشم مردم
در آنجا از غم دل رو به دیوار
نشینم عاقبت تا چون شود کار
پس آنگه آن پری رویان زیبا
طلب کردند استادان بنا
چنان کو گفت قصری ساز کردند
به سوی ارمنش در باز کردند
که تا درگاه و بیگه سوی دلخواه
از آنجا باشد او را چشم بر راه
چو شد پرداخته آن قصر دلگیر
شد آنجا ماه رو با ناله زیر
به سر می برد آنجا با دل تنگ
چو لعلی گشته پنهان در دل سنگ
زمه رویان خسرو هم دو سه نیز
بدو همره شدند از ترس پرویز
به خدمتکاری او گشته راغب
پرستاری او دانسته واجب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، خسرو به ارمن میرود تا تسکینی برای دلش پیدا کند و به یاد پدرش، در مدائن منزل میسازد. او از ابتدا در دلش آرامش ندارد و با یاد شاه نیکو، به ملاقات او در ارمن میشتابد. دل خسرو مانند مهتاب روشن میشود و او از غم درونی خود شکایت میکند. او تصمیم میگیرد تا قصر زیبایی در کوه خارا بسازد و به دور از مردم زندگی کند. خسرو میخواهد از غم دل به دور باشد و در تنهایی خود نشیند تا بفهمد سرنوشتش چه خواهد شد. به همین خاطر، معماران را به خدمت میگیرد تا قصرش را بسازند و همواره در انتظار ملاقات با محبوبش خواهد بود. این روایت نشاندهندهی تنهایی و غم خسرو است که با زیبایی و ظرافت توصیف شده است.
هوش مصنوعی: وقتی خسرو به ارمن رسید و آرامش پیدا کرد، دیگر داستانهای شیرین را بشنوید.
هوش مصنوعی: از آنجا که او در شهرها و سرزمینهای مختلف زندگی میکرد، هرگز نتوانسته بود در دلش آرامش و ثباتی پیدا کند.
هوش مصنوعی: حال خسرو به طور کامل مشخص است، زیرا او از زمانی که از سرزمین پدرش جدا شده، دگرگون شده است.
هوش مصنوعی: دل او متوجه شد که آن پادشاه خوب، به ارمن آمده است تا او را ببیند.
هوش مصنوعی: او نیز مانند ماه روشن شد و زیباییاش را در آب دید.
هوش مصنوعی: شخصی که در برتری و نیککرداری خود دچار خودپسندی و فریب خوردگی شده، در برابر واقعیات زندگی سرشکسته و ناامید است. مانند این است که او خود را در گیسوانش پنهان کرده و نمیتواند به درستی خود را ببینید.
هوش مصنوعی: سپس از شدت درد، سرش را بلند کرد و نفسی عمیق کشید و راز درونش را فاش کرد.
هوش مصنوعی: خسرو به زیبایان گفت که اکنون روش زندگی من از این حالت خارج شده است.
هوش مصنوعی: اگر میتوانستند برای من در کوههای سخت و سنگی قصر و جایی بسازند تا در آن زندگی کنم.
هوش مصنوعی: مسیر بیپایه و اساس، هیچ هدفی ندارد و از آن بدتر هوایی است که از همان مسیر ناشی میشود.
هوش مصنوعی: من به جایی میروم که هیچ انسانی به من نپیوندد و هیچ آفریدهای به سوی من نیاید.
هوش مصنوعی: مدتی از دید مردم دور میشوم تا به آرامی و با خیال راحت در دنیای خودم زندگی کنم.
هوش مصنوعی: در آن مکان، از درد و اندوه قلبم به دیوار تکیه میزنم تا ببینم سرنوشت چه میشود.
هوش مصنوعی: سپس آن زیبایانی که چهرهای پرفروغ داشتند از استادان بنا خواستند تا برایشان چیزی بسازند.
هوش مصنوعی: به گونهای که او گفت، برای او کاخی ساختند و درهای آن را به سمت ارمنستان گشودند.
هوش مصنوعی: شخصی در حال انتظار است که به دلخواهش برسد و چشم به راه است تا از جایی که در آن قرار دارد، به درگاه مورد نظرش برود.
هوش مصنوعی: وقتی آن کاخ زیبا ساخته شد، در آنجا زیبایی که به ماه میماند با نالهای غمگین حاضر شد.
هوش مصنوعی: در آنجا کسی با دل شکسته و ناامید زندگی میکند، مانند دانه قیمتی که در دل سنگی پنهان شده است.
هوش مصنوعی: چند نفر از زیبایانی که در خدمت خسرو بودند، به خاطر ترس از پرویز، به او ملحق شدند.
هوش مصنوعی: من علاقهمند به خدمتگزاری او شدهام و میدانم که این مسئولیت بر عهدهام است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.