آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش
می کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش
وقت گل باشد غنیمت جز به عشرت مگذران
دمبدم در گوش هوشم گوید این معنی سروش
روی همت کی کند در مسند تمکین شاه
چون نهد بر خم می پشت فراغت میفروش
ضعف پیری را دوا کردم طلب گفت آن حکیم
نوجوانی جوی و بر رویش شراب لعل نوش
در چمن از لذت گفت و شنید وصف تو
غنچه ها یکسر دهان گشتند و گلها جمله گوش
داغ بر دل رخنه بر جان سر به صحرا داده ای
گله گله بی زبانان را بدین داغ و دروش
رخ نمودی جامی از وصف تو چون بندد زبان
کار بلبل نیست وقت گل که بنشیند خموش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بلبل و حال و هوایش در بهار و زیبایی گلهاست. بلبل بیصبرانه به ساختن آشیانه مشغول است و در این میان خود را از اغیار پنهان میکند. در زمان گل، نباید خوشیها را از دست داد و همواره باید به یاد داشت که جوانی و شادابی را باید جشن گرفت. حکیم به بلبل میگوید که جوانی را جستجو کند و از شراب لعل بنوشد. در چمن، بلبل از لذتها صحبت میکند و غنچهها و گلها به تماشای زیبایی تو مینشینند. در نهایت، بلبل نمیتواند در این زمان گل خموش بماند و باید احساساتش را ابراز کند.
هوش مصنوعی: بلبل بیصبری که از خس و خاشاک لانهای میسازد، در دلش غم و اندوهی دارد و از آنچه در اطرافش میگذرد خبر ندارد. او درگیر و محو افکار خود است و حال و روزش را از دیگران پنهان میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که گل میروید و زیبایی در اوج است، هر لحظهی آن را غنیمت بشمار و از لذت بردن دریغ نکن. هر دم که در گوشم زمزمهای میشود، پیامی از این معناست.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که عزم و اراده قوی دارد، نمیتواند در موقعیتهای قدرت و مقام، مانند یک شاه قرار گیرد؛ زیرا وقتی که او در حال راست کردن گردن به سوی خوشی و خوشگذرانی است، هیچگاه به مقام و رده بالای خود نخواهد رسید. در واقع، فرد باید بین لذتها و مسئولیتها انتخاب کند.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به پیری و ضعف ناشی از آن اشاره میکند و میگوید که برای درمان این ضعف از حکیمی جوان کمک میطلبد. او پیشنهاد میکند که به دنبال جوانی بگردد و به جای آنکه فقط به فکر درمان باشد، از زیبایی و شادابی زندگی نیز لذت ببرد، مانند نوشیدن شراب قرمز که نماد شادی و نشاط است.
هوش مصنوعی: در باغ، از شادی و گفت و گوی تو، غنچهها همه دهان باز کردند و گلها به دقت گوش فرا دادند.
هوش مصنوعی: دل تو پر از درد و غم است و این زخم عمیق بر جانت تأثیر گذاشته است. تو به دلخواه به صحرا رفتهای و در این فضای آرام، ولی در عین حال بیزبان و بیصدا، احساسات و دردهای خود را به نمایش میگذاری.
هوش مصنوعی: زمانی که تو جلوهگری میکنی و زیباییهای خود را به نمایش میگذاری، به قدری وصف تو زیباست که زبان بلبلان نمیتواند در برابر آن سخن بگوید. در این حال، وقتی گلها شکوفا میشوند، دیگر نیازی به گفتن نیست و همه چیز در سکوت بیان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست از قدر و خطر در هفت کشور هم کفوش
زین همی نازد ولیش و زان همی سوزد عدوش
گر عدو خواهد که در راه خلافش دم زند
نم نماند در دهانش دم بگیرد در گلوش
اوج علیین نخوانم همت عالیش را
[...]
مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
سالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش
گشته از دنیا و مافیها به کلی اختیار
از پی یک جرعه می بر باد داده عقل و هوش
مطربان افتاده بی خود هر یکی بر یک طرف
[...]
ای خریداران رویت عاشقان جان فروش
شور در مردم فتاد از عشق رویت رو بپوش
با قفاداران انجم ماه نتواند زدن
با رخت پهلو اگر خورشید باشد پشت روش
من خمش بودم مرا آورد شوقت در سخن
[...]
یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش
روی گندمگون نمود و جان ما یک جو فروخت
از چه شد باز اینچنین گندم نمای جو فروش
شاهدان از گوشها کردند درها را رها
[...]
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش
وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.