جامی
»
رسالهٔ اربعین
»
(۲۲) وَمِنْ کَلَامِهِ صلی الله علیه و سلم: کَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظًا. (مسند الشهاب للقضاعی)
چند گیری به مجلس واعظ
پای منبر پیِ گرفتنِ پند
وعظ تو بس به مرگ همسایه
نعرهٔ نوحهگر به بانگ بلند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اهمیت یادآوری مرگ به عنوان پند و درس عبرت برای انسانها میپردازد. او به جلسهای با واعظ اشاره میکند و بیان میکند که درس واقعی در زندگی، توجه به مرگ دیگران و عبرت گرفتن از آن است. مرگ همسایه نمادی از inevitability (ناپذیری) مرگ برای همه است و باید به این حقیقت تلخ توجه کرد. شاعر با این قلمدادن میخواهد مخاطب را به تفکر وادارد و نشان دهد که مرگ بهتر از هر درس و پندی میتواند ما را بیدار کند.
هوش مصنوعی: چند بار به مجلس واعظ میروی و در انتظار نصیحت و موعظه او هستی؟
هوش مصنوعی: پند و نصیحت تو به اندازهای است که فقط به مرگ همسایه توجه میکنی و مانند یک سوگوار با صدای بلند ناله میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیوه هر چند کابرشم بکند
هرچه آن بیشتر به خویش تند
بر سر باد تند و موج بلند
تا بیک آبخوستشان افکند
نرسد دست من به چرخ بلند
ورنه بگشادمیش بند از بند
قسمتی کرد سخت ناهموار
بیش و کم در میان خلق افکند
این نیابد همی به رنج پلاس
[...]
ای سنایی! ز جسم و جان تا چند؟
برگذر زین دو بینوا در بند
از پیِ چشمزخمِ خوشچشمی
هر دو را خوش بسوز همچو سپند
چه کنی تو ز آب و آتش یاد
[...]
ای بعزم تو فتح را پیوند
پست با همت تو چرخ بلند
خان عادل تویی و از عدلت
هست چون خلد عدن خطبه چند
دین حق را کمالی و مرساد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.