|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال دل خود سخن میگوید و ابراز ناامیدی میکند. او میگوید که دلش هوای کسی را ندارد و دستانش نیز در شب هیچ یاری را پیدا نکرده است. همچنین، اشاره به آن دارد که آن معشوق که مانند یک سرو خوشقد و قامت است، هرگز به سوی او نیامده و در نهایت در تنهایی و جدایی باقی مانده است.
هوش مصنوعی: دل من برای دیدن محبوبی longing نمیکند و در این شب، دستانم هیچ یادگاری از او نمیگیرد.
هوش مصنوعی: یک لحظه هم آن درخت زیبا و بلند در میانه نیامد و در نهایت کنار کشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز دل من بی تو قراری نگرفت
روزی ز میان تو کناری نگرفت
بر باد خیال نقش رویت صنما
خون شد دل و دست من نگاری نگرفت
هر دل که ازو عشق شماری نگرفت
بگداخت زر خویش و عیاری نگرفت
عاشق گردید و ره به معشوق نبرد
شد گرد، ولی پی سواری نگرفت
این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
این دیده، فروغی ز عذاری نگرفت
این پا، روزی بخاک کویی نرسید
این دست، شبی دامن یاری نگرفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.