گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جهان ملک خاتون

هرگز دل من بی تو قراری نگرفت

روزی ز میان تو کناری نگرفت

بر باد خیال نقش رویت صنما

خون شد دل و دست من نگاری نگرفت

قدسی مشهدی

هر دل که ازو عشق شماری نگرفت

بگداخت زر خویش و عیاری نگرفت

عاشق گردید و ره به معشوق نبرد

شد گرد، ولی پی سواری نگرفت

آذر بیگدلی

این دل، سر راهی بنگاری نگرفت

این دیده، فروغی ز عذاری نگرفت

این پا، روزی بخاک کویی نرسید

این دست، شبی دامن یاری نگرفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه