ای عزیزان تا به کی باشد ز غم حالم خراب
تا به کی باشد دل و جانم چنین در اضطراب
تا به کی جان مرا در آتش هجران نهد
تا به کی باشم ز آب دیدگان در خون ناب
تا به کی از تیغ هجر خود کند ما را زبون
خون دل را ریختن آخر چه می بیند صواب
تا به کی دارد مرا بر روی شهرآرای خویش
همچو زلف خوب رویان پر ز پیچ و پر ز تاب
در بیابان فراقت چند سرگردان شوم
تشنه ی مسکین ز حسرت آب پندارد سراب
خاطر مسکین من در بند تنهایی بماند
هیچ درمانش نمی دانم بجز جام شراب
تلخ گفتن خوش نمی آید از آن شیرین زبان
پس چرا بر من نمی آید از او غیر خطاب
هیچ می دانی دو چشم شوخ او مانند چیست
نرگسی مخمور کاو باشد همیشه مست خواب
از وصالت گر کنی شادم چه بهتر زان بود
در جهان بسیار خیری باشد از روی ثواب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و غم عشق است. شاعر از وضعیت ناگوار خود شکایت میکند و از اینکه تا کی باید در رنج و اضطراب بماند، ابراز نارضایتی میکند. او از آتش جدایی، اشکهایی که میریزد و احساس ضعف و درماندگی سخن میگوید. شاعر به سرگردانی در بیابان عشق و تشنگی برای وصال معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند دلش را جز شراب شاد کند. او به زیبایی معشوق و تأثیر نگاه او بر خود اشاره میکند و به طعنه میگوید هرچند که حرفهای تلخی از او میشنود، اما به یاد او شاد میشود. در نهایت، او آرزو دارد که با وصال معشوقش، شادمانیاش افزایش یابد و دنیا را پر از خیر ببیند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، تا کی باید به خاطر غم وضعیت خراب من ناراحت باشید؟ تا کی باید دل و جانم اینقدر در اضطراب و نگرانی باشد؟
هوش مصنوعی: تا کی باید در آتش جدایی بسوزم و تا کی باید از شدت اندوه و گریه، در خون دل غوطهور باشم؟
هوش مصنوعی: تا کی باید با جدایی و غم بیپناهی زندگی کنیم؟ ریختن خون دل چقدر به صلاح است و چه نتیجهای دارد؟
هوش مصنوعی: تا کی باید در آرزوی زیباییهای خودم بمانم، همانند زلفهای پیچیده و تابدار زیبای دختران؟
هوش مصنوعی: در بیابان دوری از تو، چند بار بیهدف و سرگردان شوم؟ همچون مسکینی که به شدت تشنه است و از شدت حسرت آب، سراب را به جای آب واقعی میبیند.
هوش مصنوعی: دل ضعیف و بیچاره من در عذاب تنهایی باقی مانده و نمیدانم چه چیزی میتواند آن را درمان کند جز نوشیدنی خوشگوار.
هوش مصنوعی: گفتن حرفهای تلخ از کسی که معمولاً شیرینزبان است، خوشایند نیست. پس چرا همهی این کلمات ناخوشایند تنها به من میرسد؟
هوش مصنوعی: آیا میدانی دو چشم بازیگوش او چه شکلی دارد؟ مانند نرگسی است که همیشه مست و خواب آلود به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر با وصالت مرا شاد کنی، این بهترین حال است. در این جهان، خیر بسیاری وجود دارد که از روی ثواب و نیکی میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.