گنجور

به این بهانه درین بزم محرمی جویم

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

به این بهانه درین بزم محرمی جویم

غزل سرایم و پیغام آشنا گویم

بخلوتی که سخن می شود حجاب آنجا

حدیث دل به زبان نگاه می گویم

پی نظارهٔ روی تو می کنم پاکش

نگاه شوق به جوی سرشک می شویم

چو غنچه گرچه به کارم گره زنند ولی

ز شوق جلوه گه آفتاب می رویم

چو موج ساز وجودم ز سیل بی پرواست

گمان مبر که درین بحر ساحلی جویم

میانه من و او ربط دیده و نظر است

که در نهایت دوری همیشه با اویم

کشید نقش جهانی به پردهٔ چشمم

ز دست شعبده بازی اسیر جادویم

درون گنبد در بسته اش نگنجیدم

من آسمان کهن را چو خار پهلویم

به آشیان ننشینم ز لذت پرواز

گهی به شاخ گلم گاه بر لب جویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سارا نوشته:

به خلوتی که سخن میشود حجاب انجا
حدیث دل به زبان نگاه میگویم

کانال رسمی گنجور در تلگرام