گنجور

 
همام تبریزی

دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد

مژدۀ فرزند پیش پیر کنعان می‌رسد

یوسف کنعانی از زندان همی‌یابد خلاص

خاتم دولت به انگشت سلیمان می‌رسد

خضر را نور الهی رهنمایی می‌کند

کز میان تیرگی بر آب حیوان می‌رسد

امن و راحت در میان ملک پیدا می‌شود

سایه کیخسرو فرخ به ایران می‌رسد

چشم روشن می‌شود چون صبح دولت می‌دمد

این شب تاریک ظلمانی به پایان می‌رسد

می‌درفشد ابر و می‌گوید زمین مرده را

تازه و سیراب خواهی شد که باران می‌رسد

بلبلان را باد نوروزی بشارت می‌دهد

کز ره یک ساله گل سوی گلستان می‌رسد

می‌رساند عاشقان را باد پیغامی ز دوست

وه که زان همدم چه راحت‌ها به ایشان می‌رسد

همچو سلطان نبوت را ز انفاس اویس

جان ما را راحتی از بوی جانان می‌رسد

این نسیم خوش نفس و آسایش جان همام

از غبار منزل او عنبرافشان می‌رسد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ابن یمین

یارب این خرم نسیم از عالم جان می‌رسد

یا ز بستان ارم یا باغ رضوان می‌رسد

یا دم پیراهن یوسف شده همراه او

از برای نور چشم پیر کنعان می‌رسد

یا مشام جان پاک مصطفی را از یمن

[...]

سلمان ساوجی

شادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد

جان به استقبال شد بیرون که جانان می‌رسد

یار چون گیسو کشان در پای یار آمد ز در

مژده ای دل کان شب سودا به پایان می‌رسد

خوش بخند ای دل که اینک صبح خندان می‌دمد

[...]

جهان ملک خاتون

مژده‌ای دادم صبا ای دل که جانان می‌رسد

درد دوری را بده تسکین که درمان می‌رسد

باد نوروزی پیامی می‌دهد سوی چمن

کان گل خوشبو در این زودی به بستان می‌رسد

گرچه محرومی ز روز دولت وصلش دلا

[...]

ابن حسام خوسفی

مژده ای دل مر ترا کآرامش جان می‌رسد

خَه خَه ای جان زنده شو چون بوی جانان می‌رسد

بَخ بَخ ای آدم ترا کایّام ناکامی گذشت

کز یزید خوش‌خبر پیغام رضوان می‌رسد

سر برآر ای ساکن بیت‌الحزن تا بشنوی

[...]

محتشم کاشانی

زخم او یکبارگی امروز بر جان می‌رسد

چاک جیب نیم چاک من به دامان می‌رسد

تیر پر کش کشتهٔ او کو که ریزم بر جگر

دوش مشکل می‌رسید امروز آسان می‌رسد

بود در تسخیر بیداری من دی با محال

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه