یارب این خرم نسیم از عالم جان میرسد
یا ز بستان ارم یا باغ رضوان میرسد
یا دم پیراهن یوسف شده همراه او
از برای نور چشم پیر کنعان میرسد
یا مشام جان پاک مصطفی را از یمن
همدم آه اویس انفاس رحمان میرسد
یا ز بهر شادی دلهای غم فرسودگان
از خم زلفین مشکافشان جانان میرسد
یا برای راحت ارواح محنتدیدگان
چون دم روح القدس با روح و ریحان میرسد
یا بشارت میدهد کز قتلگاه دشمنان
بر مراد دوستان رایات سلطان میرسد
تاج ملک و دین علی کآنچ از مطالب آرزوست
بودش اکنون با حصول و بیشتر زان میرسد
جان فدای این بشارت کاهل دل را خوشترست
زان بشارت کز صبا نزد سلیمان میرسد
بر مبشر دوستان او زرافشان میکنند
از نشاط آنک شاهنشاه ایران میرسد
مردم چشم عدو هم میکند گوهر نثار
وین عجب نبود ازو کز بحر عمان میرسد
در صف هیجا ز بهر قهر بدخواهان او
لشکرش را دمبهدم تأیید یزدان میرسد
روی خصم از تیغ سبزش گر چه زرد آمد چو زر
لیک در سرخی سرشک او به مرجان میرسد
سعد و نحس آسمان چون خیر و شر قسمت کند
قسم او و خصم او هر یک دگرسان میرسد
از سعادت افسر و اورنگ میافتد بدو
وز شقاوت خصم او را بند و زندان میرسد
از سنان آبدار او به دشمن آن رسد
کز شهاب آتشینپیکر به شیطان میرسد
حاسدش را آرزوی رتبتش باشد ولی
کی زهاب پارگین در آب حیوان میرسد
عدل او گشتست شامل خلق عالم را ولیک
از دل و دستش ستم بر بحر و برکان میرسد
با عطای بحر دست درفشانش قطرهایست
آنچه عالم را ز فیض ابر نیسان میرسد
رتبتی میجست خصمش عقل گفت آهسته باش
آهت آخر بس که بر گردون گردان میرسد
تا همیرانم سخن در ارتفاع قدر او
از بلندی شعر من بر اوج کیوان میرسد
گرچه اهل فضل را از صدمت گردون دون
زخم بیاندازه و رنج فراوان میرسد
آفتاب لطف او چون سایه دارد بر سرم
دمبهدم درد مرا دارو و درمان میرسد
با چنین الطاف بیغایت که بادا بر مزید
بر تواتر بنده را از شاه شاهان میرسد
زود گویند اهل فریومد به هم کابنیمین
اینک از تکلیف دیوان گشته تر خان میرسد
شهریارا خاطر وقاد من در مدح تو
بر سر معنی مشکل گر چه آسان میرسد
لیک خواهم از ثنا سوی دعا آمد و لیک
هست ناممکن که آن دفتر به پایان میرسد
تا فلک دایر بود باد اقتضای دور تو
آنچنان کت هر زمان ملکی ز دوران میرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت نسیم اشاره میکند که ممکن است از بهشت یا باغ رضوان یا حتی از حضور یوسف به سوی کنعان بیاید. او این نسیم را به عنوان نشانهای از رحمت و نعمت خداوند میبیند که به دلهای غمزده امید و شادی میبخشد.
شاعر به بشارتهای الهی و پیروزیهای مردم مؤمن اشاره میکند و میگوید که این بشارتها در دلهای آنان شوق و امید ایجاد میکند. همچنین از عدالت و فضیلتهای امام علی (ع) و همچنین نحس و سعد آسمانی سخن میگوید و تأثیر عدالت او بر جهانیان را بیان میکند.
او در انتها به بلندی و عظمت مقام علی (ع) و تأثیرات مثبت آن بر جامعه اشاره میکند و همچنین اذعان دارد که مدح او چقدر دشوار ولی ارزشمند است، و میخواهد دعایش را همراه با ثنا به درگاه خداوند بفرستد.
هوش مصنوعی: پروردگارا، آیا این نسیم خوشبو و دلپذیر که به ما میرسد از عالم روحانی است یا از باغهای بهشت؟
هوش مصنوعی: دم پیراهن یوسف به همراه او میآید تا نور چشمان پیر کنعان، یعنی یعقوب، را به ارمغان بیاورد.
هوش مصنوعی: بوی خوش روحانی که از نفرین اویس به مستجاب دعا میرسد، برای جان پاک پیامبر گرامی اسلام چون نسیم بهشتی است.
هوش مصنوعی: به منظور شادی دلهای افرادی که غمگین و دلزده هستند، عطر و زیبایی موهای خوشبو و مشکی محبوب محبوبان به آنها میرسد.
هوش مصنوعی: برای آرامش ارواح کسانی که در مشکلات به سر بردهاند، مانند نسیم روح القدس که با عطر و زندگی به آنها میرسد.
هوش مصنوعی: یا خبر خوشی میآید که از میدان نبرد دشمنان، پرچم پیروزی برای دوستان به دست میآید.
هوش مصنوعی: تاج سلطنت و دین علی، آنچه که از آرزوهاست، اکنون به دست آورده و حتی بیشتر از آن به او میرسد.
هوش مصنوعی: جانم فدای این خبر خوب است، زیرا برای دلهای بیتفاوت این خبر خوشایندتر از آن خبری است که از طرف نسیم به سلیمان میرسد.
هوش مصنوعی: دوستان او از خوشحالی و شادی خبر آمدن شاهنشاه ایران را به یکدیگر میدهند و در این حال جشن و سرور برپا میکنند.
هوش مصنوعی: مردم با دقت به دشمن خود نگریسته و افشای رازهای خود را از او دریغ نمیکنند و این موضوع تعجبانگیز نیست چون دریاهایی همچون عمان نیز از مسافتهای دور به ما میرسند.
هوش مصنوعی: در صف هیجا، برای مقابله با دشمنان، هر لحظه نیروهای او از سوی خداوند تقویت میشوند.
هوش مصنوعی: اگرچه تیغ سبز او به دشمن زردی میبخشد و مانند طلا به نظر میرسد، ولی در رنگ سرخی اشک او به مرجان میرسد.
هوش مصنوعی: سعادت و شقاوتی که سرنوشت برای انسانها رقم میزند، مانند خوبی و بدی است که در تقسیم بندگی پیش میآید. هر یک از الهامهای مثبت و منفی به نوعی به فردی خاص میرسد و آثار متفاوتی بر زندگی او میگذارد.
هوش مصنوعی: از خوشبختی، تاج و تخت او به زمین میافتد و به خاطر بدبختی، دشمن او را به بند و زندان میبرد.
هوش مصنوعی: تیر آبدار او به دشمن میرسد مانند شهابی است که از آسمان به سوی شیطان پرتاب میشود.
هوش مصنوعی: حسود شاید آرزوی مقام و مرتبه او را داشته باشد، اما آیا میتوان امیدوار بود که آبی که در مرز زهاب پارگین است به آب حیوان برسد؟
هوش مصنوعی: عدالت خداوند شامل حال تمام مخلوقین است، اما در دل و رفتار او، ظلمی به دریاها و کوهها وجود دارد.
هوش مصنوعی: عطا و بخشش بزرگ خداوند مانند دریای وسیعی است و آنچه که به جهان از نعمتهای او میرسد، فقط یک قطره از آن دریاست.
هوش مصنوعی: شخصی در تلاش بود که مقام و مرتبهای بدست آورد. عقل به او توصیه کرد که آرام باشد، زیرا صبر و حوصله او را به هدف خواهد رساند.
هوش مصنوعی: به همین دلیل که من دربارهی مقام و ارزش او سخن میگویم، کلامم به قدری بلند و تاثیرگذار است که حتی از بالاترین نقاط آسمان نیز فراتر میرود.
هوش مصنوعی: اگرچه دانشمندان و اهل فضل به خاطر ناملایمات و سختیهای زندگی آسیبها و رنجهای زیادی را تحمل میکنند، اما همچنان به تلاش و کوشش ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: هر لحظه نور محبت او بر سرم سایه میافکند و دردهایم را درمان میکند.
هوش مصنوعی: با چنین احسانهای بیپایانی که به من میرسد، بنده از پادشاهان بزرگ بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: زودتر از آنکه کار به پایان برسد، اهل فریومد به هم میگویند که حالا دیگر دست از مسئولیتها بردارید و بیایید به خانه.
هوش مصنوعی: شهریار، فکر و ذهن من در ستایش تو با وجود اینکه به معنی دشواری میرسد، اما به سادگی به آن دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اما من میخواهم از مدح و ستایش به دعا روی آورم، و با این حال ناممکن است که آن دفتر به پایان برسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به چرخش خود ادامه میدهد، همیشه بادی که به دور تو میوزد، کسانی از زمانهای گذشته به تو سر میزنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دردمندان را ز بوی دوست درمان میرسد
مژدۀ فرزند پیش پیر کنعان میرسد
یوسف کنعانی از زندان همییابد خلاص
خاتم دولت به انگشت سلیمان میرسد
خضر را نور الهی رهنمایی میکند
[...]
شادی آمد از درون امشب که هان جان میرسد
جان به استقبال شد بیرون که جانان میرسد
یار چون گیسو کشان در پای یار آمد ز در
مژده ای دل کان شب سودا به پایان میرسد
خوش بخند ای دل که اینک صبح خندان میدمد
[...]
مژدهای دادم صبا ای دل که جانان میرسد
درد دوری را بده تسکین که درمان میرسد
باد نوروزی پیامی میدهد سوی چمن
کان گل خوشبو در این زودی به بستان میرسد
گرچه محرومی ز روز دولت وصلش دلا
[...]
مژده ای دل مر ترا کآرامش جان میرسد
خَه خَه ای جان زنده شو چون بوی جانان میرسد
بَخ بَخ ای آدم ترا کایّام ناکامی گذشت
کز یزید خوشخبر پیغام رضوان میرسد
سر برآر ای ساکن بیتالحزن تا بشنوی
[...]
زخم او یکبارگی امروز بر جان میرسد
چاک جیب نیم چاک من به دامان میرسد
تیر پر کش کشتهٔ او کو که ریزم بر جگر
دوش مشکل میرسید امروز آسان میرسد
بود در تسخیر بیداری من دی با محال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.