دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
از روز من مپرس، که آن خود قیامتست
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ
ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست
بر آستان عشق سر ما بلند شد
وین سر بلندی از قد آن سروقامتست
رفتن ز کوی او کرمی بود از رقیب
این هم که رفت و باز نیامد کرامتست
ثابت قدم فتاده هلالی براه عشق
او را درین طریق عجب استقامتست!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احوالات شاعر و دردهای عاشقانه او میپردازد. شاعر در شبی پر از دوزخ و عذاب، از روز خود میگوید که شبیه قیامت است. او از خداوند درخواست ترحم دارد، زیرا دلی شکسته و مورد ملامت دارد. عشق او به قد و قامت محبوبش، باعث افتخار و سر بلندیاش شده و رفتن او از کوی عشق، نشانه کرامتی است. شاعر همچنین به پایداری و استقامت خود در مسیر عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شب را میگذرانم که علامتی از عذاب و دوزخ است، از روز من سوال نکن، زیرا آن روز، روز قیامت خودم خواهد بود.
هوش مصنوعی: پروردگارا! به ما رحم کن، زیرا دل ما از سختیهای روزگار شکسته است و از هر سو به ما سرزنش میشود.
هوش مصنوعی: ما به درگاه عشق سرمان به خاطر عظمت و بزرگی عشق بلند شد و این ارتفاع و سر بلندی به خاطر زیبایی و قامت آن معشوق است.
هوش مصنوعی: رفتن از کنار او عملی ناپسند از سوی رقیب است، و اینکه او نیز رفت و دیگر برنگشت، خود نشانهای از بزرگواری است.
هوش مصنوعی: در راه عشق، کسی که با ثبات و پایداری پیش میرود، مانند هلالی است که در مسیر خود ثابت و استوار باقی مانده است، و این استقامت او در چنین مسیری جای تعجب دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صاحبی که خطبه دولت بنام تست
کوس شهنشهی زده بر طرف بام تست
جام جهان نمای دل تست و شاه را
اندر جهان نظر بنمودار جام تست
دلرا بجای جام نمودی بچشم شاه
[...]
بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
جانم ز عشق در همه عالم علامتست
از روزگار خویش مرا صد شکایتست
وز دوستان خویش مرا صد ملامتست
گردل قبول نیست که کردم فدای تو
[...]
شاها تویی که خواجه گردون غلام تست
هر کار کان به کام تو باید به کام تست
ایام وقتی ار نفسی زد به توسنی
اکنون چو بندگان سر افکنده رام تست
تا نفخ صور رسته شد از زخم حادثات
[...]
هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست
وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال
ماهی که گاه گاه به بالای بام تست
جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت
[...]
آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
چون بگذرد به باغ ز قدّش قیامتست
هرکس که صبحدم نظری کرد بر قدش
تحقیق شد که عاقبتش بر سلامتست
چون بگذری به ناز به بستان سرای دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.