شاها تویی که خواجه گردون غلام تست
هر کار کان به کام تو باید به کام تست
ایام وقتی ار نفسی زد به توسنی
اکنون چو بندگان سر افکنده رام تست
تا نفخ صور رسته شد از زخم حادثات
هر کو نشسته در حرم اهتمام تست
زین فتح تازه روی که فهرست فتحهاست
از قاف تا به قاف جهان صیت نام تست
زین تاختن که بر در شبدیز کرده ای
روز عدو به شکل شب تیره فام تست
طوفان نوح و فتح تو آدینه بود از آنک
طوفان فتنه خنجر نصرت نیام تست
در بیستون فتاده هنوز ای ستون ملک
تب لرزه های سخت ز زخم حسام تست
هر جا که در نواحی کرمانشهان ددی است
نانش بپخته از جگر خصم خام تست
مهمان ناچخ تو به خون دل عدوست
هر سگ که بهتر از عدوی ناتمام تست
از پل نجست با تو بداندیش تو از آنک
نصرت رفیق موکب گردون خرام تست
آن پل صراط او شد و او بی خبر از آنک
زیر صراط دوزخی از انتقام تست
تیغت دریغ بود به خونش از این سبب
کشته شده به تیغ، کمینه غلام تست
او بود و یک برادر و آب آر و دست شوی
او شد ز دست و پای برادر، به دام تست
پیوسته کار فتح ز تو با نظام باد
زیرا نظام کار جهان در نظام تست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش از شاهی اشاره دارد که در قدرت و عظمت خود برتری دارد و همه چیز به خواست او انجام میگیرد. شاعر به انتصارات و پیروزیهای شاه تأکید کرده و اشاره میکند که در زمانهای سخت، او پشتیبانی از بندگان و دوستدارانش است. همچنین، به مبارزات و فتوحات شاه پرداخته و او را به عنوان یک قهرمان و حامی صلح و امنیت معرفی میکند. در نهایت، شاعر نظام شاه را به عنوان نظام حاکم بر جهان بیان میکند و بر این نکته تأکید دارد که فتح و پیروزیها با تدبیر و سیاست او همراه است.
هوش مصنوعی: ای شاه، تو کسی هستی که گردون و آسمان هم به خدمت تو هستند و هر کاری که باید به خواست تو انجام شود، باید به خواست تو باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که نفسی به توفیق و کامیابی دست یافتم، اکنون مانند بندگانی که سرهایشان را پایین انداختهاند، تسلیم تو هستم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دمیدن صور (سور و صدای قیامت) از زخمهای زندگی تمام نشود، هر کسی که در حرم تو نشسته، در پی توجه و محبت توست.
هوش مصنوعی: این پیروزی نوین و شگفتانگیز، فهرستی از دستاوردها را به نمایش میگذارد که نام تو از شرق تا غرب جهان به خوبی معروف و شناخته شده است.
هوش مصنوعی: از این سوارکاری که بر اسب شبدیز انجام دادهای، روز دشمن به شکلی تاریک و هولناک برای تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: در روز جمعه، سرنوشت نوح و پیروزی تو رقم خورده است، زیرا طوفان فتنه و مشکلات برطرف نمیشود مگر با حمایت و یاری تو.
هوش مصنوعی: در بیستون، ستونی از عظمت به حال خود افتاده است، مثل پادشاهی که هنوز هم اثرات سختی از زخمهای حسام را احساس میکند.
هوش مصنوعی: هر جا که در اطراف کرمانشاه ددی وجود دارد، نان او از تلاش و درد دشمن پیدا میشود.
هوش مصنوعی: مهمانی که به هر حال از دشمن بدتر است، خوشایندتر از کسی است که فقط به خاطر ناتمام بودن دشمنیاش، میتوان گفت او را بهتر از دشمنان دیگر میدانیم.
هوش مصنوعی: تو از کسی که بداندیشی میکنی، نترس؛ زیرا یاری و حمایت همراه توست و این زندگی مانند کاروانی است که تو را بر دوش خود دارد.
هوش مصنوعی: این فرد به راهی دشوار و خطرناک رفته و از عواقب آن غافل است. او در حالی که در حال عبور از این مسیر است، نمیداند که در زیر این پل، عذاب و انتقام در انتظارش است.
هوش مصنوعی: تیغ تو سزاوار است که او را به خونش مبتلا نکند، چون او به خاطر تو و به دست تیغ تو کشته شده است. او در واقع بنده و زیر دست توست.
هوش مصنوعی: او و برادرش در کنار هم بودند و برادرش آب را برای او میآورد. او به وسیله دست و پای برادرش، به دام افتاد.
هوش مصنوعی: هر لحظه موفقیت و پیروزی به واسطه تو و با کمک نیروهای طبیعی است، زیرا نظم و ترتیب کارهای جهان به تو وابسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صاحبی که خطبه دولت بنام تست
کوس شهنشهی زده بر طرف بام تست
جام جهان نمای دل تست و شاه را
اندر جهان نظر بنمودار جام تست
دلرا بجای جام نمودی بچشم شاه
[...]
بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
جانم ز عشق در همه عالم علامتست
از روزگار خویش مرا صد شکایتست
وز دوستان خویش مرا صد ملامتست
گردل قبول نیست که کردم فدای تو
[...]
هر سو که با هزار کرشمه خرام تست
صد دل فتاده پیش به هر نیم گام تست
وه آن تویی و یا مه گردون و یا خیال
ماهی که گاه گاه به بالای بام تست
جانم فدای زلف تو آندم که پرسمت
[...]
آن سروناز بین که چه خوش راست قامتست
چون بگذرد به باغ ز قدّش قیامتست
هرکس که صبحدم نظری کرد بر قدش
تحقیق شد که عاقبتش بر سلامتست
چون بگذری به ناز به بستان سرای دل
[...]
دارم شبی، که دوزخ از آن شب علامتست
از روز من مپرس، که آن خود قیامتست
یارب! ترحمی، که ز سنگ جفای چرخ
ما دل شکسته ایم و زهر سو ملامتست
بر آستان عشق سر ما بلند شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.