چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟
عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟
گر مشکلات قصه خود را بیان کنم
مشکل که یاد قصه مجنون کند کسی؟
هرگز بدیده خواب نیاید شب فراق
گر صد فسانه گوید و افسون کند کسی
با هر که هست، درد دلی عرض می کنم
باشد که چاره دل محزون کند کسی
امشب که گرد کوی تو گشتن میسرست
شاید که ناز بر سر گردون کند کسی
ناصح، مباش در پی تغییر حال ما
این نیست حالتی که دگرگون کند کسی
صید همای وصل، هلالی، نه کار ماست
این کارها ز بخت همایون کند کسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان درد و رنج ناشی از فراق میپردازد و میگوید عشق با خود بلایای زیادی به همراه دارد که کسی نمیتواند آنها را تحمل کند. او به مشکلات عاشقانهاش اشاره میکند و معتقد است ناخودآگاه این مشکلات در دلش باقی مانده و کسی نمیتواند آنها را فراموش کند. شاعر از همه میخواهد که در مورد تغییر وضعیت دلش مشاوره ندهند، زیرا این حالتی نیست که به آسانی تغییر یابد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که رسیدن به وصال و خوشبختی کار سادهای نیست و به سرنوشت و بخت خوب بستگی دارد.
هوش مصنوعی: چند نفر میتوانند از غم فراق کسی آنقدر درد و رنج بکشند؟ عشق است و انبوهی از مشکلات و مصائب، چه کسی میتواند تحمل کند؟
هوش مصنوعی: اگر من مشکلات و داستان خود را بازگو کنم، آیا کسی در یادآوری داستان مجنون دچار دردسر و مشکل نمیشود؟
هوش مصنوعی: هرگز برای کسی که شب جدایی را تجربه کرده، خواب نمیآید، حتی اگر هزاران قصه و جادو هم برایش تعریف کنند.
هوش مصنوعی: با هر کسی که صحبت میکنم، از درد و غم خود میگویم، باشد که کسی بتواند راه حلی برای دل غمگینم پیدا کند.
هوش مصنوعی: امشب که میتوانم در کوی تو بگردم، ممکن است کسی به آسمان ناز کند و خود را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، نخواه که حال ما را تغییر دهی، زیرا این حال، حالتی نیست که کسی بتواند آن را دگرگون سازد.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم به آسانی به وصال محبوب برسیم، زیرا این کار به دست بخت و اقبال خوب دیگران انجام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
دریا بقطره قطره تهی چون کند کسی
تو نوبهار حسن نه آنی که دل دهد
کز سینه خار خار تو بیرون کند کسی
تا کی سخن ز چشمه حیوان کند خضر
[...]
تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی؟
امکان صبر نیست، دگر چون کند کسی؟
جان را اگر بمهر تو از دل برون کند
از جان چگونه مهر تو بیرون کند کسی؟
یارب، چه حالتست؟ که روزی هزار بار
[...]
گیرم که دل ز عشق بتان خون کند کسی
طالع اگر مدد نکند چون کند کسی
چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
خون می چکد ز قطع نظر چون کند کسی
تا کی به یاد لعل لبی شام تا سحر
دل در فشار پنجهٔ غم خون کند کسی
تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را
[...]
گیرم ز خلق روی به هامون کند کسی
از دست خود کجا رود و چون کند کسی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.