ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
لطف کن، برخیز و بنشین بر کنار چشم من
چشم مردم را غبار از گرد میباشد، ولی
میبرد گرد سر کویت غبار چشم من
اشک من هر کس که دید از کار چشمم دست شست
گوشه چشمی گرفت از دست کار چشم من
قطره خون بود کز دل داشت چشمم یادگار
برکنار افتاد اکنون یادگار چشم من
گر بروی من، هلالی، سیل اشک آمد چه شد؟
تا چها آید هنوز از رهگذار چشم من؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و تنهایی شاعر میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن چشمان خود و تاثیر آن بر دیگران میپردازد و از سوی دیگر، غم و اندوهی که از دلش برمیخیزد و به اشک تبدیل میشود را بیان میکند. او از زیبایی و لطافت چشمانش سخن میگوید و از تاثیراتی که بر اطرافیان دارد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر در انتظار دیدار محبوب و دلتنگی برای اوست، و به این نکته میپردازد که غمهایش همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: ای قامت ظریف و زیبای من، لطفاً بر بلندای نگاه من بنشین و کنار چشمانم قرار بگیر.
هوش مصنوعی: چشم مردم از گرد و غبار به خاطر محیط آلوده است، اما گرد و غباری که بر سر کوی تو نشسته، چشمان من را پر از درد و نگرانی کرده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که اشک من را دید، از زخم دل و درد چشمم آگاه شد. و با یک نگاه مختصر به من فهمید که چه دردی را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: قطرهای از خون که نشانهای از دل من بود، از چشمانم به یادگار افتاده و اکنون این یادگار برای من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر تو بروی، ای هلالی، اشکهای زیادی از چشمانم سرازیر میشود. چه چیزهای دیگری ممکن است از این چشمانم بگذرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خیال عارضت گلشن نگار چشم من
رُسته شمشاد قدت در چشمه سار چشم من
گر خیالت دامن آب روان می بایدش
گو بیا چون سرو بنشین بر کنار چشم من
چشم خوشخوابت به عیاری و شوخی می برد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.