من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید
چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا
تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید
بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش
هم بدست خود مرا قربان آن قاتل کنید
چون بعزم خاک بردارید تابوت مرا
هر قدم، صد جا، بگرد کوی او منزل کنید
تا رخش من بینم و جز من نبیند دیگری
پیش رویش پرده چشم مرا حایل کنید
دل در آن کویست و من بیدل، خدا را، بعد ازین
بگذرید از فکر دل، فکر من بیدل کنید
ای حریفانی، که جا در بزم آن مه کرده اید
تا هلالی هم درآید، رخصتی حاصل کنید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او میخواهد که اگر قرار است جانش را بگیرد، این کار را در نزد معشوقش انجام دهند و از دوری او رنج میبرد. او درخواست میکند که در راه عشقش قربانی شود و حتی تابوتش را در کوی معشوق ببرند تا آخرین نگاهش به محبوب باشد. همچنین، او از رفقایش میخواهد که در بزم معشوق حضور داشته باشند و فرصتی برای دیدار او فراهم کنند. در کل، این شعر تمایل عمیق به وصال و عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: نمیخواهم که در کوی تو مرا به قتل برسانید، چون دعا میکنم که این خاکی که مجروح میشود، به خونم گلی زیبا بیافریند.
هوش مصنوعی: چون نمیتوانم دور از چهرهی او زندگی کنم، به خاطر خدا، شمشیری برندارید و من را در برابر او از پای درآورید.
هوش مصنوعی: شما برای کشتن من خیلی زحمت میکشید، اما با ناز و محبت خود به من آزار میزنید. من آمادهام که به خاطر آن قاتل فدا شوم.
هوش مصنوعی: وقتی که تصمیم به خاکسپاری من بگیرید، در هر قدم که برمیدارید، صد جا را جستجو کنید تا به کوی او برسید و در آنجا مأوا بگیرید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهره محبوبم را ببینم و هیچ کس دیگری تماشایش نکند، چشمهایم را از بقیه пنهان کنید.
هوش مصنوعی: دل در آن کوی است و من بیقرار. پس از این، دیگر به فکر دل نباشید و به فکر من بیدل باشید.
هوش مصنوعی: ای رفقا! شما که در میهمانی آن ماه لبخند زدهاید، تا هلالی هم به جمعتان بپیوندد، کمی مهلت بگیرید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید
خانه ای سازید و جانم را در او منزل کنید
چون بریزد خون من این بس دیت کز بعد قتل
گاه گاهی نسبت خونم به آن قاتل کنید
حیف باشد خونم من در گردنش بهر خدا
[...]
دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید
چون رسد نوبت به عیب خود، نظر احول کنید
باعث رنگینی دیوان محشر می شود
چهره از اشک پشیمانی اگر جدول کنید
قامت خم چون مه نو در کمین پس خم است
[...]
نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید
نور چشم خود چو شبنم طرف روی گل کنید
بر در گلزار گلچینان هجوم آورده اند
خار دیوار چمن گل کرده فکر مل کنید
روی باغ از سبزه و سنبل مزلف کشته است
[...]
شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنید
نیمرخ کم حیرت است آیینه مستقبل کنید
آگهی از اطلس گردون چه خواهد یافتن
خواب ما هم بیقماشی نیست گر مخمل کنید
با بد و نیک جهان زبن بیش نتوان شد طرف
[...]
دوستان از راستی کم فکر تل و ول کنید
می توانید آنچه آخر می کنید اول کنید
صلح را محکم میان بندید با نزع و صلاح
رسم درویشی بیاموزید و کم کل کل کنید
وقت بدبینی و رفتار کج و حرص و طمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.