افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
روی تو ماه بود، کنون آفتاب شد
گفتم: بدور عشق تو سازم سرای عیش
غم خانه ای، که داشتم، آن هم خراب شد
این آه گرم بی سببی نیست دم بدم
یا سینه سوخت، یا دل سوزان کباب شد
ناصح زبان گشاد که: تسکین دهد مرا
نام تو برد و موجب صد اضطراب شد
خوناب دیده این همه دانی که از کجاست؟
خونی که بود، در دل غمدیده، آب شد
هر جا که هست روی تو، در پیش چشم ماست
کس در میان ما نتواند حجاب شد
فارغ نشسته بود هلالی بکوی زهد
ناگه لب تو دید و خراب شراب شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و تاثیر عمیق آن بر زندگی و احساسات شاعر است. شاعر از زیبایی معشوقهاش میگوید که موجب شده حس شادابی و زندگی در او شعلهور شود. او از غم و حسرتی که قبل از آشنایی با معشوق داشت، سخن میگوید و اینکه عشق او باعث تخریب آن غمها شده است. همچنین، نظرات دیگران که میخواهند او را تسکین دهند، تنها باعث افزایش اضطراب او میشود. در نهایت، شاعر به حالتی میرسد که در جستجوی معشوقهاش حتی در جاهای مختلف نمیتواند از او دور شود و این عشق چنان او را مشغول کرده که در دلش آتشی برپاست.
هوش مصنوعی: رنگ صورت تو از شراب سرخ و شاداب شده و دلها در آتش عشق تو میسوزند. روزی چهرهات مانند ماه بود، اما اکنون به روشنی و درخشش آفتاب رسیدهای.
هوش مصنوعی: گفتم برای عشق تو زندگی شادی بخشم، اما خانهام که پر از غم بود، آن هم ویران شد.
هوش مصنوعی: این ناله و آه که بیدلیل نیست، هر لحظه یا سینهام به آتش میسوزد، یا دلام مثل کباب در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، چرا زبانت را باز کردی؟ نام تو آرامشبخش من است، اما شنیدن آن باعث تشویش و نگرانیام شده است.
هوش مصنوعی: چشمانم از باران اشک پر شده و میپرسم که این اشکها از کجا آمدهاند؟ آن دلی که غم گرفته بود، حالا آن اشکها تبدیل به آب شدهاند و جاری شدهاند.
هوش مصنوعی: هر کجا که زیبایی تو باشد، در نظر ماست و هیچ کس نمیتواند مانع دیدن تو شود.
هوش مصنوعی: هلالی در حال استراحت بود که ناگهان لبهای تو را دید و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و دلبستهٔ عشق و شوق شراب شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی
تحقیقها نمایش و آبم سراب شد
ایمان و کفر چون می و آب زلال بود
[...]
آوخ که قصر جاه و معالی خراب شد
دلها همه شکسته جگرها کباب شد
آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
سرو سعادت از تف خذلان زگال گشت
و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد
از سیل اشک بر سر طوفان واقعه
[...]
ماه تمام ملک به زیر نقاب شد
آب حیات شرع دریغا سراب شد
سروی ز بوستان معانی فرو شکست
برجی ز آسمان معالی خراب شد
کور و کبود مردمک چشم مردمی
[...]
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد
صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.